ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٢٢ - تفسير عمومى خطبهء شصت و نهم
٢ - نالهء امير المؤمنين عليه السلام را مى توان بعنوان مثال در بارهء مسائل زير مطالعه كرد : يك - مى گويم : خودخواه نباشيد ، به بيمارى تحقير خود و خودشكنى و خودستيزى دچار مى شويد دو - مى خواهم بيمارى احساس حقارت و خودشكنىهاى شما را معالجه كنم ، به خودخواهى و تكبر مبتلا مى شويد مى گويم : جهاد با دشمنان براى دفاع از دين و جان و مال و ناموس واجب است ، سستى مكنيد ، راه بيفتيد ، قدرت و كيان خود را با اختلاف عقايد و احساس كاذب ناتوانى تباه مى سازيد و هنگامى كه نتائج وخيم سستى و مسامحه و بارى بهر جهت دمار از روزگارتان در مى آورد ، بحركت در مى آئيد و فرياد مى زنيد كه چرا ما نشستهايم و دشمن همواره خود را در كمينى كه براى ما گرفته است ، تقويت مى نمايد سه - مى گويم در تنظيم بعد مادى خود كوشا باشيد ، زيرا :
من لا معاش له لا معاد له ( كسى كه معاش ندارد ، معاد ندارد ) بعد روحى و معنوى خود را بخطر مى اندازيد و بالعكس هنگامى كه دستور به شكوفا ساختن بعد روحى مى دهم ، مى خواهيد عبا روى سر انداخته برويد و همهء عمر را در خانهء خدا معتكف شويد : و فراموش كنيد كه :
الكادّ لعياله كالمجاهد فى سبيل الله ( آن كسى كه براى معيشت خانواده اش مى كوشد ، مانند كسى است كه در راه خدا جهاد مى كند ) ٥ ، ٦ ، ٧ - كلَّما اطلّ عليكم منسر من مناسر أهل الشّام اغلق كلّ رجل منكم بابه و انجحر انجحار الضّبّة فى جحرها و الضّبع فى وجارها ( هر آن گاه كه گروهى از سپاهيان شام به شما روى مى آورد . هر مردى از شما در خانهء خود را مى بندد و مانند سوسمار به لانهء خود مى خزد و مانند كفتار به آشيانه اش ) .