ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٧١ - غنا و بىنيازى مطلق خداوندى از آفريدن مخلوقات
صادر شود مستند به نيازى بداند كه بايستى براى رفع آن ، كار يا كارهائى را انجام بدهد و با محصول آن ، احتياج خود را مرتفع بسازد . و بطور كلى هر كارى كه صادر مى شود اگر بيهوده و عبث نباشد بانگيزگى عاملى مى باشد كه يا موجب جلب منفعتى براى او است و يا موجب دفع ضررى از او . آدمى با اين عادت ثابت در ذهن است كه خيال مى كند كارى را كه خداوند در خلقت موجودات انجام داده است ، حتما براى رسيدن به نتيجه اى بوده است كه او به بدست آوردن چنان نتيجه اى نيازمند بوده است با نظر به قدرت و بىنيازى و غناى مطلق خداوندى اسناد دو موضوع سود و زيان براى او امكان ناپذير است . چنانكه تصور احتياج براى آن ذات اقدس چه جلب سود و چه دفع زيان مخالف كمال و وجوب وحدانيت مطلق او است . كدامين مخلوقات مى تواند بر سلطهء او بيفزايد در صورتى كه ما فوق سلطهء او قابل تصور نيست و همهء مخلوقات در برابر او در فقر محض و وابستگى ، به هستى خود ادامه مى دهند .
براى دريافت غنا و بىنيازى مطلق خداوندى نخستين مرحله تصفيهء ذهن از عادت مأخوذ از كارهاى انسانى است كه همواره براى رفع احتياج از انسانها صادر مى گردند .
مرحلهء دوم توجه بكارهاى بسيار عالى روح است كه بدون هدفگيريهاى معمولى در راه رفع احتياج از روح صادر مى گردند و مى توانند بعنوان نمونهء ناچيزى از كار خداوندى در ايجاد مخلوقات بوده باشند . بعنوان مثال وقتى كه روح تكامل يافته اى در بارهء بوجود آوردن يك آرمان معقول و يا يك نمود زيباى نشان دهندهء كمال ، كارى را انجام مى دهد ، نه براى رفع نياز است ، زيرا روح كمال يافته آرمان معقول و زيبائى را در حد اعلاى آنها در وجود خود داراست ، لذا نمود عينى آن دو نمى تواند كمترين غنا و مزيتى براى آن روح بوجود بياورد . خلاصه ، سلطهء مطلقهء ذات خداوندى از يك طرف كه ذات