ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٠٨ - غايت و هدف از درخت ميوهء آن است
بودند ، با خود برداشته و براه افتادند و امير المؤمنين مى فرمود : من بندهء خدا هستم و من برادر رسول خدايم ، وقتى كه به ابو بكر وارد شدند ، به على گفته شد : به ابو بكر بيعت كن ، على فرمود : من به خلافت شايسته تر از شما هستم و من بشما بيعت نميكنم و شما سزاوارتريد كه به من بيعت كنيد ، شما خلافت را از انصار باين دليل گرفتيد كه با پيامبر خويشاوندى داريد و آنان فرماندهى و اميرى را بر شما تسليم نمودند . و من عين همان دليل را در حق خود براى شما مى آورم . اگر از خدا در بارهء خودتان مى ترسيد ، بما انصاف بدهيد و همان امر را كه انصار از شما پذيرفتند ، براى ما بپذيريد و در غير اين صورت ، ستمكار خواهيد بود با اين كه مى دانيد . عمر گفت تو رها نخواهى گشت مگر اين كه بيعت كنى .
على فرمود : اى عمر ، امروز شيرى براى ابو بكر بدوش ، قسمتى هم از آن شير براى تست . امروز براى بيعت باو بمردم سخت بگير تا فردا خلافت را بر تو واگذار كند . سوگند بخدا ، سخنت را نمى پذيرم و با او بيعت نميكنم .
ابو بكر به على گفت : اگر با من بيعت نمى كنى ، ترا مجبور نميكنم . ابو عبيده گفت : اى ابو الحسن ، تو جوانى ، و اينان كهنسالان قوم تو هستند و تو مانند آنان تجربه و شناخت امور را ندارى و من نمى بينم مگر اين كه ابو بكر براى خلافت از تو قوىتر است و تحمل و ورود او به اين امر بيشتر از تست . امر خلافت را باو تسليم كن و رضايت بده و اگر تو زنده بمانى و عمرت طولانى باشد تو براى اين امر شايسته تر و با نظر به فضيلت و خويشاوندى تو با پيامبر و سوابق و جهادى كه كرده اى لايقترى .
على ( ع ) فرمود : اى گروه مهاجرين ، از خدا بترسيد ، مقام محمد ( ص ) را از خانه و دودمان او به خانهها و دودمانهاى خودتان منتقل مسازيد و آن كسى را كه شايستهء اين مقام و حق است ، از مقام حق خود دور مسازيد . و سوگند بخدا ، اى مهاجرين ، ما اهل بيت پيغمبر باين امر شايسته تر از شما هستيم ، آيا قرائت كننده كتاب خدا و فقيه دين خدا و عالم به سنت و مطلع از