ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٠٩ - غايت و هدف از درخت ميوهء آن است
امور مردم جامعه از ما نيست ، سوگند بخدا ، چنين شخصى در ميان ما است ، پس ، پيروى از هوى مكنيد كه از حق دورتر مى گرديد . بشير بن سعد مى گويد : اى على ، اگر اين سخن را انصار پيش از بيعتى كه با ابو بكر كردهاند ، از تو مى شنيدند ، حتى دو نفر هم از بيعت بتو تخلف نمى كردند ، ولى آنان بيعت كردهاند » و در صفحه ١٣ از مجلد ششم شرح نهج البلاغه - ابن ابى الحديد اين داستان نقل شده كه « ابو بكر به احمد بن عبد العزيز مى گويد : احمد از سعيد بن كثير و او از ابن لهيعه روايت ميكند كه هنگامى كه رسول خدا از دنيا رفت ، ابو ذر غائب بود ، وقتى كه برگشت و ابو بكر امر خلافت را بدست گرفته بود ، چنين گفت : اگر اين امر خلافت را در اهل بيت پيامبرتان قرار مى داديد ، حتى دو نفر با شما اختلاف نمى كرد » . نقل مطالب فوق از علما و محدثين و مورخين برادران اهل تسنن است كه در تأليفات آنان نيز مورد بحث و تحقيق قرار مى گيرند .
اين بود داستان سقيفهء بنى ساعده كه البته با مختصر اختلافى مورد قبول همهء مورخين و صاحبنظران در داستان خلافت ميباشد . براى تحقيق در مسئلهء خلافت ، تحليل اين مطالب كه از جوهرى و ديگر مورخين نقل شده است ، ضرورت كامل دارد و اگر تحليل صحيح در مطالب فوق انجام بگيرد ، مى توان مسائل زير را مطرح كرد و اميدواريم صاحبنظران هر دو گروه تشيع و تسنن با كمال اخلاص در بارهء مسائل زير بررسى نمايند :
مسئلهء يكم
مسئلهء يكم - بايد در اين مسئله تحقيق شود كه در هنگامى كه جنازهء پيامبر اكرم در خانه اش بود و على بن ابي طالب مشغول تجهيز او بود ، و بنا به گفتهء جوهرى : ابو بكر نيز در آنجا حضور داشته و طبيعتا شور و هيجانى ميان مسلمانان بود ، بعضى از مهاجرين كجا بوده اند مسئلهء دوم -
مسئلهء دوم - انصار كه گروهى از مسلمانان بودند ، نمى توانستند بدون جلب موافقت مهاجرين سرنوشت خلافت را معين كنند ، لذا لزوم شتابزدگى معن بن عدى و ابو بكر و عمر براى ورود به سقيفه و جلوگيرى از اقدامات