الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٤٤ - ذكر بيان احتجاج أبى محمّد الحسن بن علىّ العسكرى عليه الصّلوات و السّلام
كتاب را بر ايشان بخواند و آن طايفه را آگاه گرداند بر آنكه اين كتاب خدا و كلام حضرت ملك تعالى است چنانچه أكثر كتاب حضرت ايزد وهّاب قرائت و تلاوت كرده شود بر خلاف آنچه در او است آن طايفه را معرفت بر حقيقت آن نيست * ( وَإِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ ) * يعنى آن جماعت آنچه رؤساى ايشان تلاوت مينمايند قايلند بهمان كه آن تكذيب محمّد ( ص ) در نبوّت و تكذيب امامت سيّد عترت آن حضرت عليه السّلام أمير المؤمنين عليه السّلام و التّحيّه است تقليد همان رؤساى خود مينمايند و از صلاح و صوابديد ايشان بيرون نميروند با آنكه تقليد رؤساى ايشان بر آن طايفه حرامست * ( فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ الله لِيَشْتَرُوا بِه ثَمَناً قَلِيلًا ) * .
حضرت أبى محمّد الحسن العسكرى عليه السّلام فرمود كه : اين از براى قوم از يهود است كه آنها صفت در پيش خود نوشته بودند و گمان آن طايفه - چنان بود كه آن البتّه صفت حضرت رسول آخر الزّمان است و حال آنكه آن خلاف صفت حضرت رسول صلَّى الله عليه و آله و سلَّم بود و يهود عاقبت نابهبود بطايفهء مستضعفين خود گفتند : كه محمّد رسول آخر الزّمان است او را صورت و صفت چنين و چنان است و آن صفت ذات فايض البركات سيّد كاينات نبود چنانچه نوشته بودند كه آن حضرت طويل القامت عظيم البدن و جسيم البطن و أصهب الشعر بود و باتّفاق امّت آن حضرت بر خلاف اين صفت بود .
و نيز آن جماعت گفته بودند كه محمّد صلَّى الله عليه و آله و سلَّم بعد از پانصد سال بسعادت و اقبال ظلال احسان و مكرمت براى هدايت و ارشاد امّت بر مفارق سعادتمندان در آخر الزّمان خواهد انداخت و جمعى را به ارشاد و هدايت بسبيل الرّشاد و الصّواب مهتدى و مستطاب گرداند و مطلب يهود عاقبت