الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٧٧ - ذكر بيان احتجاج حضرت امام الأتقياء أبى الحسن الرّضا سلام الله تعالى بر جميع برايا در بيان آنچه متعلَّق است به امامت
خانه آن پادشاه رسند هنوز لبث و مكث نكرده باشند كه يكى از غلامان آن پادشاه كه سيّد و مولى او آن غلام را في الجمله اكرام و احترام نمود بناء عليه - آن غلام از بعضى عبيد ممتاز باشد ناگاه از مطلع و مقام پادشاه بيرون آيد چون اين جماعت نظر در او نمايند همان كه او را ملبّس بلباس فاخر و بنعم مالكش مفتخر يابند با آنكه اين طايفه در طلب پادشاه طىّ مسافت آن راه نموده باشند به مجرّد رؤيت و مشاهده آن غلام بواسطهء آن نعمت قليل كه از آن پادشاه جليل بآن عبد انعام فرموده آن را آن جماعت بسيار دانند و منعم عليه را منعم و پادشاه محتشم فرا گيرند همگى و تمامى يك بار روى باو آرند و تحيّت و عرض عبوديّت كه بواسطهء ملوك و پادشاهان عاليشأن بجاى مىآرند آن طايفه بيرويّه بواسطهء بندهء آن پادشاه محترم كريم با كمال احترام بتقديم رسانند و آن بنده را به نام آن پادشاه عاليمقام خوانند و منكر گردند بر آنكه ملك ديگر هست كه مالك اوست .
امّا چون آن مردم روى بآن عبد منعم عليه آرند و تعظيم پوزش پادشاهانه نسبت باو بجاى آرند در همان دم آن غلام منعم و ساير جنود و حشم آن ملك محتشم روى بآن مردم آرند و آنها را نهى و زجر از ارتكاب مثل آن أمر نمايند و اظهار برائت از آن جماعت بواسطهء تسميهء آن عبد منعم بنام آن پادشاه مكرّم فرمايند و آن طايفه را بعد از لؤم و سرزنش مخبر گردانند كه آن پادشاه عالم كسى است كه اين عبد منعم عليه آن پادشاه محتشم است و آن ملك را أمثال اين بنده بسيار است و او را بنعم و احسان خود مخصوص و محترم گردانيد و اگر اين كلام بىنظام شما بسمع أشرف آن پادشاه ذوى الاحترام رسد بيقين هيچ مطلب و مرام شما بحيّز انجام و انصرام نرسد و تمامى اميد و آرزو كه از او داريد