الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٩ - احتجاج امام على بن موسى الرضا ع بر زنديق در وجود خداوند و صفات او
هستند از أشجار و از غير مأكوله آن دانستيم كه خالق ما لطيف است ، گفتيم واجب تعالى لطيف است نه مثل لطف خلقان در صنعت ايشان و گفتيم سميع است بواسطهء آنكه أصوات خلايق از عرش أعلاء تا تحت الثّرى بر او غير مخفى بلكه ظاهر و هويداست از مورچه و أكبر از آن در دريا و خشكى بيابان برّ و پوشيده و پنهان نيست و لغات ايشان نيز برو مشتبه بىشبهه و گمان نيست پس از آن گفتيم كه سميع است امّا نه باذن و اينكه گفتيم بصير است امّا نه ببصر زيرا كه أثر مورچه را كه در شب تاريك بر سحماء گذشته باشد مىبيند بر صخره سوداء و دبيب نمله را در شب دجنه مظلمه مىبيند و مضار و منافع آنها را ملاحظه مىكند و شغار و فراخ و نسل آن را در هر مقام و مكان مىبيند پس بواسطهء اين گفتيم كه او بصير است امّا نه بمثل بصارت خلايق .
راوى محمّد بن عبد الله الخراسانى گويد كه : آن مرد از خدمت آن حضرت عليه السّلام دور نشد تا آنكه مسلمان شد و در اين مقام بغير آنچه مذكور گرديد كلام است .
و در خبر ديگر از آن امام الجنّ و البشر مروى و مشتهر است كه حضرت الله تبارك و تعالى مسمّى است بعالم بغير عالم حادث كه بآن دانا به حقايق أشياء گردد بلكه لفظ علم و اطلاق آن بحضرت واحد غفّار استعاره است كه به واسطهء حفظ امور مستقبله و رؤيت و اطَّلاع بر آن بعاريت گرفتهاند در آنچه بعد آنا فآنا مخلوق و موجود گردد امّا خلق مسمّى بعالم از جهت حدوث علم است بچيزى كه قبل از آن جاهل بود بآن و بسا باشد كه علم خلايق بأشياء از ايشان مفارقت نمايد پس از آن علم بجهل مبدّل گردد و حضرت حقّ عزّ و جلّ مسمّى بعالم است بواسطهء آنست كه هرگز علم ايشان منقلب به جهل