الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣١٣ - توقيع شريف به محمد بن عثمان العمرى ( رضي الله عنه ) در تعزيه والد او
داشتند و امروز نزد آن كسى است كه بر ما چنين حكم نوشت با زبان پسنديده بىنياز چنين قلمى نمودند كه : أدام الله عزّك ما را چشمداشت از تفضّل شما كه سزاواريد آنست كه ما را بر جرأت عادت پيشتر ما كه در نزد شما داشتيم أعزّكم الله باقى گذاريد در باب آنچه محتاج بآنيم از سؤال چيزهاى ضرورى .
چنانچه در نزد ما منقول و مرويست از حضرت امام العالم صلَّى الله عليه و آله و سلَّم كه از آن حضرت ( ع ) سؤال از امام قوم نمودند كه آن امام بعض نماز با آن قوم گذارده و در أثناى نماز حادثهء موت بحكم قادر كار ساز بر او واقع گرديد در اين حال آن جماعت كه در عقب او نماز ميگذارند چه ميكنند .
پس او گفت : او را در عقب ميگذارند و يكى را كه صلاحيّت امامت داشته باشد مقدّم دارند و نماز را تمام كنند و هر كه او را مسّ نمود غسل بايد كرد .
توقيع آن بود كه بر آن كسى كه أثواب او را گرفته چيزى لازم نيست ، مگر شستن دست و اگر حادثه چنين واقع نشده باشد و او قطع نماز نموده باشد بايد كه با قوم نماز خود را باتمام رساند .
و نيز از حضرت عالم عليه السّلام مروى و منقول است كه اگر كسى مسّ ميّت حالت حرارت او كند دست خود را بشويد و اگر مسّ ميّت كند در وقت كه او سرد شده باشد بر او غسل لازمست .
آيا اين كه فوت شده در حالت حرارت او عمل او بر چه كيفيّت و عنوان خواهد اميد است كه او بجامه او پيچيده باشد و كسى دست ببدن او نرساند پس آن كس كه دست بر ثوب ميّت رساند غسل بر او چرا واجب باشد .
توقيع هر گاه كسى مسّ ميّت در اين حالت نمايد يعنى در حالت حرارت غسل بر او واجب و لازم نيست امّا دست خود را بشويد .