الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣١٢ - توقيع شريف به محمد بن عثمان العمرى ( رضي الله عنه ) در تعزيه والد او
متنافس در درجات علوّ شأن از قبل شما نزد اين فدوى آن دودمان رفيع - الشّأن تشريف آوردند پس بيقين هر كرا اين محبّان قبول نمايند مقبول آن امام الانس و الجانّ خواهد بود و كسى را كه اين أعيان مدفوع گردانند بىشبهه و گمان آن كس ضايع در نزد خداى تعالى و تقدّس خواهد بود و خامل و كم نام در نزد خاصّ و عام آن جاهل تيره سرانجامست كه اين مؤمنان او را موضوع و مردود گردانيده نعوذ با لله منها .
ما را در اين باب پناه بحضرت ربّ الأرباب الهست خداى تعالى شما را مقوّى گرداند در آن شهر ما جماعت از أعيان وجوه و خداوندان شوكت ، و شكوه كه متشاور در مرتبت و متنافس در منزلتاند هستند و كتاب مستطاب شما در حضور آن جماعت وارد گرديد در باب أمرى كه شما بسعادت و اقبال ايشان را مأمور بآن در باب معاونت و اخراج علىّ بن محمّد بن الحسين بن ملك المعروف بملك با دو كه و او داماد ص رحمة الله عليه است از ميان ايشان فرموديد على مذكور چون اين كتاب را مطالعه نمودند بغايت محزون و متألَّم و بسيار بسيار متحيّر و مغتمّ گرديد .
از من سؤال نمود أيّدكم الله تعالى آنچه باو رسيد در باب اخراج او و استماع آن خبر از غم و تحيّر بحضرت شما اعلام نمايم .
چنانچه اگر آن اندوه و غم آن مؤمن متألَّم ذنب و اثم باشد ، پس او استغفار از آن حزن بىاختيار بحضرت ايزد غفّار نمايد و اگر آن أمر اثم و وزر نباشد او آن را بشناسد تا نفس او مطمئنّ خاطر گشته نهراسد إن شاء الله تعالى توقيع جواب در اين باب آنكه ما نمىنويسيم الَّا آنچه آن را بر ما نوشته مقرّر