الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٠٦ - احتجاج امام جواد ع بر يحيى بن أكثم در حضور مأمون و عباسيان
در آن حال أبو جعفر محمّد التّقى عليه سلام الملك المنّان روى مبارك خود آن برگزيده ايزد تعالى و تبارك بيحيى بن أكثم آورده گفت : يا يحيى از تو چيزى سؤال نمايم .
يحيى گفت : جعلت فداك اين أمر اگر مختار شما بود مرا اباء و انكار نبود اگر مطَّلع و عارف بجواب باشم بخدمت معروض سازم و الَّا از شما استفاده نمايم .
حضرت أبو جعفر عليه السّلام فرمود كه : اى يحيى مرا خبر ده از مردى كه در أوّل روز نظر بزن نمود نظر آن مرد بسوى آن زن بر او حرام بود چون روز بلند گرديد نظر آن مرد بر آن زن حلال شد و چون پيشين شد باز آن زن بر او حرام گرديد و چون وقت عصر شد حلال گرديد و چون وقت مغرب آمد حرام گرديد و چون وقت عشاء داخل شد باز آن زن بحكم ايزد كارساز حلال گرديد و چون نصف شب شد آن زن بر او حرام گرديد و بعد از طلوع فجر بأمر واهب أكبر باز حلال شد حال اين زن چيست و بچه سبب به او حلال مىشود و بر او حرام ميگردد .
يحيى بن أكثم گفت : لا و الله من باين مسأله مهتدى نگشتم و أصلا به وجوه جواب اين سؤال مطَّلع و مخبر نيستم اگر شفقت نمائى و از براى ما افاده فرمائى عين احسان است .
حضرت أبو جعفر عليه السّلام فرمود كه : اين كنيز مرديست كه شخصى أجنبى در أوّل نهار نظر بسوى او نمود اين نظر بر آن أجنبى حرام بود ، و چون روز بلند شد آن كنيز را از مولى او ابتياع نمود پس بر او حلال شد و چون وقت ظهر شد مالك جديد او را آزاد گردانيد پس بر او حرام گرديد و چون وقت