الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٤٣ - احتجاج امام على بن موسى الرضا ع بر مأمون خليفه عباسى
سابق كه روز پيشتر با يكى از تبعهء فرعون كافر در جنگ و جدل بود كه آن حضرت سر آن مدبر را از سر آن مستغاثى مضطرّ دفع كرده بود باز با يكى از أهل شرك و كفر در آويخته بود چون بمقابل آن پيغمبر جليل القدر آمد في الفور از دست آن كافر شكايت و استغاثه بحضرت موسى عليه التّحيّة و الثّناء نمود .
* ( إِنَّكَ لَغَوِيٌّ مُبِينٌ ) * موسى عليه السّلام باو گفت : كه تو غاوى ظاهر و روشنى زيرا كه ديروز با يك مرد در جنگ بودى و امروز نيز با يكى در جدل و پيكارى من ترا بدست ايشان دهم و اراده نمود كه او را بآن جماعت بسپارد .
* ( فَلَمَّا أَنْ أَرادَ أَنْ يَبْطِشَ بِالَّذِي هُوَ عَدُوٌّ لَهُما ) * پس چون آن نبىّ بيچون اراده كرد كه متحيّر و محزون را حوالهء آن طايفه كه دشمن موسى و دشمن آن مستغاثى بودند نمايد و حال آنكه آن مرد از پيروان موسى و مطيعان آن كليم الله تعالى بود .
امّا چون آن مستغاثى ديد كه موسى عليه السّلام در فكر اوست و گفت اى * ( قالَ يا مُوسى أَ تُرِيدُ أَنْ تَقْتُلَنِي كَما قَتَلْتَ نَفْساً بِالأَمْسِ إِنْ تُرِيدُ إِلَّا أَنْ تَكُونَ جَبَّاراً فِي الأَرْضِ وَما تُرِيدُ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْمُصْلِحِينَ ) * .
يعنى : اى موسى عليه السّلام چنانچه ديروز يكى را بقتل آوردى امروز ارادهء قتل من دارى و ميخواهى كه جبّار و ظالم در روى زمين باشى ، و نميخواهى كه از نيكوكاران و صلحاى بندگان ربّ العالمين گردى .
مأمون چون اين جواب صواب از آن ولايتمآب استماع نمود گفت : يا أبا الحسن عليه السّلام جزاك الله عن أنبيائه خيرا خداى جزاى خير از أنبياء خود بشما عايد و متواصل گرداناد بالنّبيّ و آله الأمجاد .
مأمون گفت : يا ابن رسول الله صلَّى الله عليه و آله و سلَّم مرا خبر ده از معنى