تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٤٧ - نقد مرحوم مصنف بر كلام صاحب مفتاح الكرامه عليه الرحمه
موضوع حرمت در لسان ادله « لهو » مىباشد نه « غناء » و به تعبير ديگر:
هرصدائى كه مشتمل بر ترجيع بوده بنحوى كه عرف آنرا صوت لهوى بداند حرام مىباشد اعمّ از آنكه اين صوت و صدا بوسيله نواختن آلات اغانى همچون تار، سهتار، ويلن، كمانچه، سنتور، عود، فلوت و نى و امثال اينها صورت گرفته يا بدون استفاده از آلات باشد مثل اينكه شخص با صداى لهوى خود بخواند، بنابراين آوازهائى كه در عرف مردم از الحان فسق و فجور محسوب شده و صاحبان آنها را مردم اهل لهو مىخوانند حرام بوده چه اطلاق لفظ غناء نيز بآنها بشود يا اين لفظ را بآنها اطلاق نكنند.
شرح مطلوب
قوله: على ما تقدّم من الجوهرى: يعنى از جوهرى در صحاح اللّغة.
قوله: و الزّمخشرى: يعنى از زمخشرى در اساس الّلغة.
قوله: و الّا: يعنى و اگر اطراب و تطريب بمعناى ايجاد خفّت نباشند.
قوله: مع انّهم: يعنى مع انّ اهل الّلغة.
قوله: ليشتقّ منه لفظ التّطريب و الاطراب: ضمير در « منه » به الطّرب بمعنى آخر راجع است.
قوله: مضافا الى انّ ما ذكر الخ: اشاره است به اعتراض و اشكال دوّم مرحوم مصنّف بر صاحب مفتاح الكرامه.
قوله: هو للفعل القائم بذى الصّوت: يعنى تطريب و اطراب بمعناى ايجاد خفّت بوده كه صفت براى صاحب صوت مىباشند.
قوله: لا الاطراب القائم بالصّوت: منظور اطراب بمعناى مدّ و تحسين و ترجيع الصّوت مىباشد.
قوله: و هو المأخوذ فى تعريف الخ: ضمير « هو » به الاطراب القائم بالصّوت راجع است.
قوله: دون فعل الشّخص: مقصود از فعل الشّخص همان ايجاد خفّت مىباشد.