تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٩٠ - نقل اخبار داله بر جواز دفع سحر با سحر
سحر شرط و اعتبار كردهاند فرمودهاند:
استخدام فرشتگان و اجنّه از مصاديق سحر مىباشند.
و شايد بتوان گفت وجه دخول آن در سحر بعقيده ايشان اين باشد كه ملك و جنّ بواسطه تسخير شدن مورد اذّيت و آزار واقع شده و بدين تربيت متضرّر مىشوند.
و امّا سائر تعاريف كه از اعتبار قيد « اضرار » مجرّد مىباشند على الظّاهر استخدام ملك و جنّ را شامل مىشوند و ظاهر عبارت فخر المحقّقين (ره) در كتاب ايضاح نيز آنستكه استخدام ملك و جن مشمول معقد ادّعاى ضرورت بر تحريمى است كه ايشان نموده چه آنكه ظاهرا استخدام مزبور در زمره اقسام و عزائم و نفث داخل مىباشد.
و بايد بگوئيم:
تسخير حيوانات از قبيل هوام و سباع و وحوش و غير اينها خصوصا انسان نيز در تحت سحر داخل مىباشد و همچنين بايد توجّه داشت عمل سيمياء (طلسم) يا اسما ملحق به سحر بوده و يا حكما چنانچه مرحوم شهيد اوّل در كتاب دروس به حرمتش تصريح فرموده.
و مقصود و مراد از « سيمياء » ايجاد خيالاتى است كه در حسّ وجودى براى آنها نيست تا موجب تأثير در امر ديگرى باشد.
شرح مطلوب
قوله: انّ التّسخيرات باقسامها: چه تسخير انسان بوده و چه ملك باشد، جنّ را مسخّر كرده يا حيوانات را.
قوله: على جميع تعاريفه: يعنى جميع تعاريف سحر.
قوله: لعلّ وجه دخوله: يعنى دخول استخدام الملائكة و الجنّ.
قوله: فالظّاهر شمولها لها: ضمير در « شمولها » به تعاريف و در « لها » به استخدام الملائكة الخ راجع است.
قوله: دخول هذه: مشار اليه « هذه » استخدام الملائكه مىباشد.
قوله: فى معقد دعواه الضّرورة: ضمير در « دعواه » به فخر المحقّقين راجع است.