تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥١٥ - نقل كلمات اهل لغت در معناى رشوه
شرح مطلوب
حاصل فرموده مرحوم مصنّف در اين عبارات آنستكه:
از روايات سابق الذّكر و كلمات برخى فقهاء كه قبلا نقل نموديم استفاده شد كه رشوه به مطلق جعل و اجرتى كه حاكم دريافت مىكند اطلاق مىشود، اكنون مىخواهند بفرمايند:
اين معنا بر خلاف آنچيزى است كه از كلام اهل لغت بدست مىآيد زيرا ايشان مىگويند:
رشوه تنها به چيزى اطلاق مىشود كه در رسيدن بابطال حقّ يا رواج باطل صرف مىگردد و اينطور نيست كه شامل اجرتى كه حاكم دريافت مىنمايد نيز بشود و شاهد بر اين گفتار آنستكه:
در روايت عمّار بن مروان رشوه در مقابل اجور قضّات قرار داده شده و نفس همين مقابله بهترين دليلى است بر اينكه ايندو در مقابل يكديگر بوده و با هم فرق دارند.
سپس براى رفع تنافى بين معنائى كه از كلام اهل لغت بدست آمده و بين آنچه از روايت يوسف بن جابر استفاده مىشود مىفرمايند:
روايت يوسف بن جابر بر خلاف معنائى كه اهل لغت براى رشوه كردهاند دلالت نداشته و نمىتوان آنرا از ادلّه معارض قرار داد و بعبارت ديگر:
در اين روايت به اجور قضات اطلاق رشوه نشده تا معارض با معناى اهل لغت باشد بلكه مقصود در آن اينستكه قاضى و حاكم در مقابل حكمى كه بنفع شخص مىكند از وى تقاضاى رشوه نموده و آنرا مىخواهد و پرواضح است كه اينمضمون كوچكترين تهافت و تنافى با معناى اهل لغت ندارد.
و حاصل كلام آنكه:
اگرچه جعل و عوضى را كه حاكم در مقابل حكمى كه مىكند دريافت مىنمايد حرام و نامشروع است ولى رشوه نيست.
قوله: عن مجمع البحرين: نام كتاب لغتى است از مرحوم طريحى در اين كتاب