تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٩١
باشد بطورى كه علم بآنها را امضاء كرده باشد ثابت نيست زيرا آنچه از مرحوم مفيد و سيّد مرتضى (ره) و ظاهر حلبى و صريح ابن ادريس حلّى و مرحوم علّامه حلّى در تذكره و فخر المحقّقين در ايضاح بلكه تمام كسانيكه ابتداء منع را تعميم داده و پس از آن استثناء مزبور را ذكر نكردهاند ممنوع بودن و حرمت آن مىباشد.
ولى انصاف آنستكه سند روايات اگرچه منتهى به ابو بصير مىشود ولى درعينحال بايد بگوئيم كه وى خالى از وثوق نيست، پس عمل بآن به تبعيّت از مشهور بعيد نبوده اگرچه احتياط ترك آن مىباشد چنانچه مرحوم شهيد اوّل در دروس فرموده و اللّه العالم.
شرح مطلوب
قوله: و قد صرّح بذلك فى شهادات الشّرايع: مشار اليه « ذلك » استثناء حداء مىباشد.
قوله: و على تقدير كونه من الاصوات الّلهويّه: ضمير در « كونه » به حداء راجع است.
قوله: كما يشهد به استثنائهم ايّاه عن الغناء: ضمير در « به » به كونه من الاصوات الّلهويّه راجع بوده و ضمير « ايّاه » به حدّى برمىگردد.
قوله: و فى دلالته و سنده ما لا يخفى: برخى از محشّين فرمودهاند:
امّا ضعف دلالت بخاطر آنستكه ثابت نشده آواز حدائى كه از عبد اللّه بن رواحه صادر مىشده غناء بوده باشد.
و امّا ضعف آن از نظر سند، بخاطر آنستكه حديث مزبور مرسله است.
قوله: لا للغناء عنده: يعنى عند زفاف.
قوله: لكن فى سند الرّوايات ابو بصير و هو غير صحيح: ابو بصير كنيه براى چهار تن از رواة مىباشد كه دو تا از آنها ثقه بوده و ايشان عبارتند از: ليث بن بخترى و عبد اللّه بن محمّد الاسدى.
و دو تاى ديگر مورد صحبت مىباشند و آنها عبارتند از: يحيى بن قاسم اسدى