تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٩٠
آن اينستكه:
حضرت نبىّ اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم عبد اللّه بن رواحه را كه براى شتران آواز حدى مىخواند و صدائى خوش داشت تقرير فرمودند.
و در دلالت و سند اين روايت ضعف واضحى است كه بر احدى مخفى نمىباشد.
٢- غنائى كه مغنّيه در عروسىها مىخواند مشروط باينكه همراه آن امر حرام ديگرى از قبيل تكلّم به اباطيل و بازى نمودن با آلات ملاهى حرام و دخول رجال بر نساء و اختلاطشان با هم نباشد.
مشهور بين فقهاء اينستكه اين غناء نيز از حرمت مطلق غناء مستثناء است و دليلش دو خبرى است كه قبلا از ابو بصير راجع به اجرتيكه مغنّيه دريافت مىكند و در شب زفاف از او استفاده مىنمايند نقل گرديد.
و نظير ايندو خبر است، حديث سوّمى كه آن نيز از ابو بصير نقل گرديده.
در دو خبر مذكور اگرچه اباحه اجرت مزبور تجويز و حكم به اباحهاش گرديده و در آندو نامى از حلّيت اصل فعل برده نشده ولى درعينحال بايد بگوئيم:
مباح بودن اجرت لازمه مباح بودن اصل فعل است.
اگر گفته شود:
اجرتى كه مغنّيه در شب زفاف مىگيرد در قبال غنائى كه خوانده نيست تا بگوئيم وقتى اجرت مباح بود لازمهاش اينستكه اصل فعل نيز مباح باشد بلكه پول را در قبال مجرّد زفاف و اينكه عروس و داماد را بهم مىرساند دريافت مىكند و پرواضح است حلّيت اين اجرت لازمهاش اباحه اصل فعل نمىباشد.
در جواب مىگوئيم:
اين معنا خلاف ظاهر مىباشد ازاينرو عمل بظاهر مقتضى است حكم به حلّيت غناء در اينمورد شود و تقرير آن همانست كه بيان گرديد ولى درعينحال مىگوئيم:
اين سه روايت قابل اعتماد و استناد نيست چون در سند آنها ابو بصير است و وى از نظر علماء علم رجال صحيح نيست و شهرتى كه جابر ضعف اين روايات