تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٦٣ - مقاله مرحوم مصنف در تضعيف كلام فيض و سبزوارى(رهما)
و بالجملة فنسبة الخلاف اليه في معنى الغناء أولى من نسبة التّفصيل اليه، بل ظاهر اكثر كلمات المحدّث الكاشاني أيضا ذلك، لأنّه في مقام نفي التّحريم عن الصّوت الحسن المذكّر لامور الآخرة المنسي لشهوات الدّنيا.
ترجمه:
مقاله مرحوم مصنّف در تضعيف كلام فيض و سبزوارى (رهما)
مرحوم مصنّف مىفرمايند:
معلوم باشد كه غناء طبق آنچه از اخبار و فتاواى علماء و قول اهل لغت استفاده مىشود عبارتست از نوعى از ملاهى همچون زدن تار و دميدن در نى و مزمار و قبلا در ضمن روايت اعمش كه درباره كبائر وارد شده تصريح بآن گرديد، بنابراين در حرمت غناء هيچ نيازى نيست باينكه با محرّمات ديگر مقرون گردد و آنچه از دو محدّث مذكور (مرحوم فيض و مرحوم سبزوارى) در اين زمينه نقل شد كلام صحيح و درستى نيست.
بلى، اگر فرض كنيم كه غناء براى مطلق صوت حسن وضع شده چنانچه از برخى تفاسير كه در ذيل « تطريب » قبلا نقل شد اينطور بدست مىآيد البتّه فرموده اين محدّث وجيه بوده بلكه مىتوان گفت رأى جمله اصحاب چنين مىباشد زيرا ما احدى از فقهاء را سراغ نداريم كه بطور مطلق قائل به حرمت صوت حسن باشد بلكه آنان كه بحرمت آن فتوى دادهاند در صورتيكه همراه آن حرام ديگرى باشد از قبيل محرّمات مذكور (دخول رجال بر نساء، تكلّم زنان باباطيل، ساز و موسيقى نواختن و امثال اينها) آنرا حرام مىدانند نه مجرّد صوت حسن و اخبارى كه راجع به ممدوح بودن صداى خوش وارد شده و اينكه از بهترين جمالها بحساب مىآيد و مستحب است قرآن و دعاء را با آن بخوانند و نيز صداى خوش حليه و زينت براى قرآن مىباشد و انبياء و ائمّه طاهرين عليهم السّلام بآن متّصف بودهاند در نهايت كثرت و استفاضه مىباشند و مرحوم سبزوارى پس از آنكه فرموده اخبار بسيارى بر جواز غناء در قرآن بلكه بر استحبابش دلالت دارند اين اخبار و احاديث را جمع فرموده و نقل كردهاند.