تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٦١ - وجه دوم از جمع بين اخبار متعارضه
لحن خوش دلالت دارند تعارض مىباشد و بايد توجّه داشت كه موضوع اين اخبار همانطورى كه اشاره شد صوت حسن است و اين موضوع از نظر لغت اعمّ از غناء است مضافا باينكه حكم آنكه طبق دلالت اين اخبار اباحه است با اصل موافق مىباشد و بهرتقدير بين اخبار مذكور و احاديث حرمت و منع از غناء تعارض بوده و نسبت بين آنها عموم و خصوص من وجه مىباشد زيرا قرائت قرآن و دعا و ذكر با صوت حسن اعمّ است از اينكه على وجه الغناء المحرّم بوده يعنى همراهش محرّم مسلّمى باشد يا تنها و بدون آن محرّم تحقّق يابد و از آنطرف غناء نيز اعمّ است از قرائت قرآن و دعا و ذكر با صوت حسن يا غير آن، بنابراين در مقام جمع مىگوئيم:
بدون شكّ و ترديد غناء بنحو لهو و در صورتى كه مقرون با ملاهى و امثال آن باشد حرام است و امّا در غير آن، پس اگر اجماع بر حرمتش ثابت باشد البتّه بآن ملتزم مىشويم و الّا باقى بر همان حكم اصلى خود كه اباحه است مىباشد.
ناگفته نماند كه در اينمسئله البتّه طريق احتياط واضح و روشن است يعنى احتياط اينستكه از غناء غير مقرون با حرام نيز اجتناب گردد.
پايان كلام مرحوم سبزوارى
شرح مطلوب
قوله: و نسب القول المذكور: يعنى قول مرحوم فيض.
قوله: الى صاحب الكفاية: يعنى مرحوم سبزوارى.
قوله: و الموجود فيها: يعنى و الموجود فى الكفاية.
قوله: و يؤيّده: ضمير منصوبى در « يؤيّده » به حمل مذكور راجع است.
قوله: فى ذلك الزّمان: يعنى زمان صدور اخبار مانعه كه همان زمان امويان و عبّاسيان مىباشد.
قوله: ثمّ ذكر رواية على بن جعفر: ضمير فاعلى در « ذكر » به مرحوم سبزوارى راجع است.
قوله: انّ فيه اشعارا: ضمير در « فيه » به حمل ثانى راجع است.
قوله: الامور المحترمة المقترنة به: ضمير در « به » به غناء راجع است.