تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٠٤ - احتمال عدم وجوب اعلام به غش و حرمت اخفاء آن بقصد تلبيس
اذا رؤيا جميعا فلا بأس ما لم يغط الجيّد الرّدي.
قوله: انّه لا يشترط فى حرمة الغشّ: ضمير در « انّه » بمعناى « شأن » مىباشد.
قوله: فيجب الاعلام بالعيب الغير الخفى: مقصود از « غير خفى» غير خفى شأنى است، بنابراين منافات ندارد كه بالفعل از نظر مشترى بملاحظه مسامحهاى كه در آن نموده مخفى مانده باشد.
قوله: الّا ان تنزّل الحرمة فى موارد الرّوايات الثّلاث الخ: يعنى مگر آنكه اين روايات را حمل كنيم بر صورتى كه غشّ از ناحيه فعل بايع بوده و آنرا بقصد تلبيس بر مشترى و به رجاء خفاء آن از نظر مشترى و عدم تفطّنش مرتكب شده است اگرچه غشّ و عيب مزبور از عيوب و غشّهائى است كه شأن آن اين است كه مشترى ملتفت بآن شده و از آن اطّلاع پيدا كند.
قوله: و سامح فى الملاحظه: عطف تفسير است براى « قصّر المشترى».
قوله: ثمّ انّ غشّ المسلم انّما هو ببيع المغشوش الخ: برخى از محشّين فرمودهاند:
اين عبارت بيان صورى است كه عيب مخفى بوده و شأنيّت براى تفطّن را ندارد و اين صور سه تا هستند زيرا غشّ و عيب مزبور يا حصولش بفعل غير بايع بوده يا از ناحيه او مىباشد.
صورت دوّم يا بمنظور تلبيس امر بر مشترى حاصل شده و يا بجهت غرض ديگرى انجام گرديده.
و بهرتقدير مرحوم مصنّف ابتداء حكم بتحريم تمام صور فرموده ولى بعد از آن احتمال داده كه حكم بتحريم مقصود باشد بر صورتى كه بايع قصدش تلبيس امر بر مشترى باشد.
قوله: فلا فرق: يعنى فلا فرق فى التّحريم.
قوله: بين كون الاغتشاش بفعله: يعنى بفعل البايع.
قوله: او بغيره: يعنى بغير فعل البايع.
قوله: فلو حصل اتّفاقا: ضمير در « حصل » به غشّ راجع است.
قوله: او لغرض: مثل اينكه غشّ بمنظور اصلاح مال صورت گرفته باشد.
قوله: و يمكن ان يمنع صدق الاخبار الخ: اشاره است به رجوع مرحوم مصنّف از