تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٠٣ - احتمال عدم وجوب اعلام به غش و حرمت اخفاء آن بقصد تلبيس
سپس مرحوم مصنّف مىفرمايند:
و در تفصيلى كه در روايت حلبى آمده اشاره بهمين معنا شده چه آنكه در اين روايت امام عليه السّلام بلّ طعام و شاداب نمودن آنرا تجويز فرموده بدون اينكه به قيد اعلام اشارهاى كرده باشند فقط مشروط باينكه قصد بايع از اينفعل زياد كردن ثمن نباشد اگرچه قيمت و ثمن با هم برود ولى همين بلّ طعام را در صورت قصد غشّ تحريم فرمودند.
و مقصود از « قصد غشّ» همان تلبيس مىباشد.
بلى، ممكنست بگوئيم:
در صورتيكه مبيع بواسطه خارج شدنش از خلقت اصليّه محسوب شود چه عيب خفى بوده و چه جلّى و بايع در همين فرض ملتزم بسلامت آن از عيب بوده با اينكه از عيبش اطّلاع دارد، در اينجا نسبت بمشترى غشّ حاصل شده مانند صورتيكه بايع در لفظ به صحّت و سلامتى آن تصريح كند چه آنكه عرف بواسطه تصريح مذكور و علمى كه بايع به عيب دارد وى را غاش مىدانند.
شرح مطلوب
قوله: و منه وضع الحرير فى مكان بارد: ضمير در « منه » به غشّ بما يخفى راجع است.
قوله: لعدم انصراف الغشّ اليه: اين عبارت چندان بجا ايراد نشده بلكه بهتر بود مرحوم مصنّف مىفرمودند: لعدم شمول الغشّ له.
قوله: و يدلّ عليه: ضمير در « عليه » به عدم حرمة الخلط بما لا يخفى راجع است.
قوله: صحيحة ابن مسلم عن احدهما عليهما السّلام: اين روايت را مرحوم صاحب وسائل در ج (١٢) ص (٤٢٠) باين شرح نقل فرموده:
محمّد بن يعقوب، از محمّد بن يحيى، از محمّد بن الحسين، از علىّ بن الحكم، از علاء بن رزين، از محمّد بن مسلم، از احدهما عليهما السّلام، انّه سئل عن الطّعام يخلط بعضه ببعض و بعضه اجود من بعض قال: