تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٦٤ - مقاله مرحوم مجلسى در بحار
قوله: الدّخنه: مقصود بخورى است كه ساحر بواسطه افروختن برخى از اشياء ايجاد كرده و از آن بهرهبردارى مىكند.
قوله: و التّصوير: يعنى تصوير صورت مسحور يا ساير افراد.
قوله: و النّفث: مقصود دميدن مىباشد.
قوله: و تصفية النّفس: مقصود از آن در اينجا تذكيه نفس از عصيان و رزايل نفسانى نبوده بلكه منظور تصفيه نفس از افكار متشتّت و قطع نمودن مواد هموم و غموم از طريق رياضات باطله و ترك پارهاى از غذاها و مشروبات مىباشد نظير چلّهنشينى كه طول آن مدّت ترك غذاهاى حيوانى مىنمايند.
قوله: خصوص الاضرار بالمسحور فهو: يعنى در اينصورت مفاد عبارت قواعد با دو عبارت مسالك و دروس متّحد مىگردد.
قوله: و الّا كان اعمّ: يعنى و اگر مقصود خصوص اضرار بمسحور نباشد پس عبارت قواعد از آندو عبارت اعمّ مىباشد.
قوله: و كشف الغائبات على لسانه: يعنى لسان الصّبى او الامرئه چنانچه آئينهبينها نحوه عملشان چنين مىباشد.
قوله: و تعجيزهم من المخالفة له: ضمير در « له » به ساحر راجع است.
قوله: امّا بمجرّد التّأثيرات النّفسانيّة و هو السّحر: يعنى اگر حصول خوارق و استحداث آنها از راه تأثيرات نفسانيّه باشد اصطلاحا بآن سحر مىگويند.
قوله: و هى دعوة الكواكب: يعنى كواكب سبع سيّاره (قمر، عطارد، زهره، شمس، مريخ، مشترى و زحل) و آن باين استكه در اوقات و ايّام مخصوصى بواسطه عوذات و افسونها و طلسمات خاصّى كه در فنّ هيمياء مذكور است مهره اين فنّ كرات مزبور را دعوت نموده و بتسخير خود درمىآورند و بدينوسيله اعمال و افعاليكه منسوب بهريك هست در خارج عملى مىگردد.
قوله: تمزيج القوى السّماويّة الخ: يعنى قواى سماوى را با قواى ارضى جمع مىكنند مثلا اگر بخواهند قلوب و دلها را بطرف خود جلب كنند بطورى كه صاحب نفوذ كلمه باشد روى بلورى شكل انسان را رسم كرده در حاليكه بدست آن صورتى از نسر و كركس قرار دارد و اينعمل را روز پنجشنبه در وقتى كه قمر بمشترى نظر