تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٥٨ - نقل پارهاى از اخبار داله بر حرمت كوبيدن خال و وصل موى
الحسين، عن ابيه الحسين بن علىّ، عن ابيه علىّ بن ابيطالب قال:
لعن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم النّامصة و المنتمصه و الواشرة و المستوشرة و الواصلة و المستوصلة و الواشمه و المستوشمة.
قوله: الّتى نتف الشّعر: يعنى مويهاى صورت را بوسيله بند زايل مىكند.
قوله: تشمر اسنان المرأة: كلمه « تشمر » يعنى مىتراشد دندانها را، اينكلمه فعل مضارع است از باب ضرب، يضرب، و ماضى آن « وشر » است.
مؤلّف گويد:
ماشطه دندانهاى زن را كه عريض و بلند هست و موجب زشتى او شده تراش داده و از اطراف آن تراش مىدهد تا بدين ترتيب دندانها را باريك و كوچك كرده در نتيجه سنّ زن كمتر نشان داده مىشود.
قوله: و تفلجها: فعل مضارع است از باب منع، يمنع بمعناى دور كردن و فاصله انداختن و مراد اينستكه ماشطه دندانهاى زن را كه بهم نزديك بوده و بيكديگر چسبيده از هم دور نموده و بواسطه تراشى كه بآنها مىدهد بينشان فاصله مىاندازد.
قوله: و تحددها: يعنى آن را باريك و رقيق مىكند.
قوله: و هو ان تغرز بدنها: كلمه « تغرز » فعل مضارع است از باب ضرب، يضرب يعنى سوراخ كردن.
قوله: او ظهر كفّها: يعنى پشت كف دست زن كه منظور روى دست باشد.
قوله: بابرة: يعنى با سوزن.
قوله: حتّى تؤثّر فيه: ضمير در « تؤثّر » به ابره راجع بوده و ضمير در « فيه » به كلّ واحد من البدن و ظهر الكفّ راجع است.
قوله: ثمّ تحشوها بالكحل: كلمه « تحشوها » يعنى پر مىكند آن سوراخى را كه با سوزن در بدن زن ايجاد نموده و كلمه « كحل » بضمّ كاف يعنى سرمه.
قوله: مثل ما عن عبد اللّه بن الحسن الخ: اين روايت را مرحوم صاحب وسائل در ج (١٢) ص (٩٤) باين شرح نقل فرموده:
محمّد بن يعقوب باسنادش، از احمد بن محمّد، از علىّ بن الحكم، از يحيى بن مهران، از عبد اللّه بن الحسن قال سئلته عن القرامل الخ.