تنسوخ نامه ايلخاني - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٢١٣ - فصل اول در صفت زر ٦١ و خواص او
دعوى آن كنند كه زر بسازيم كه از خلاص بهتر باشد[١]. اما اين سخن (حقيقتى و) وزنى ندارد.
و برنج دمشقى نيك بزر ماند، (و) تا در آتش نبرند، و اعتبار گرانى و سبكى نكنند. از زر باز ندانند، زيرا كه چون بر محكّ زنند قرب چهار دانگ عيار دارد. اما (چون) در آتش (برند در حال) سياه شود، (از بهر آنكه توتيا كشته از سرب است، با مس آميزشى تمام ندارد. آنرا بر روى اندازند، و هربار كه برنج در آتش برند روى او بار ديگر بپايد. و مديد (كذا) تا با رنگ خود آيد[٢]، و هربار كه بگدازند اگر بتازگى توتيا بروى ننهند بدتر شود.
فى الجمله) زر از همه گوهرها گدازنده «و ناگدازنده»[٣] پايندهتر است. و در چشم اهل عالم (عزيز. و فرمانبردار بغايتيست تا چنانكه ميخواهند و بهر شكل كه ميخواهند درو تصرّف كنند. و از اين جهت معاملات اهل عالم) با يكديگر روان شده است.
و در مفرحّها و معاجين و در داروهاء چشم بكار دارند (و به گر و خارش نيك سود دارد. و با ديگر داروها) بوى دهن خوش كند.
و عسر البول را نافع بود[٤] و معاجين كه در وى زر كنند پاك و نيكو بماند.
[١]ج، ن، م: كه از خلاص نيايد
[٢]عبارت نارساست
[٣]ع: و غير آن
[٤]م: نيكو بود.