تنسوخ نامه ايلخاني - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ١٧٣ - فصل در معرفت حجر توتيا ٥٨ و خواص او
و شفّاف بود مشابهتى دارد بصابونى.
«و نوعى ديگر هست[١] كه آنرا توتياء پيكانك (مى) گويند، و آن هم معدنى است[٢].»
و نوعى ديگر است [لون او] بغايت سفيد باشد، و بنمك مشابهتى دارد. و لطيفترين توتياها آنست.
و نوعى ديگر است زردفام.
و نوعى ديگر است (كه) آنرا توتياء ديكك[٣] خوانند، (و در درياء هندوستان بموج بيرون مىافتد).
خاصّيّت او آنست كه در داروهاء چشم بكار دارند، نور بصر زيادت كند.
و جمله انواع توتيا بوى عرق، خوش كند. و رطوبتى[٤] كه در منفذ چشم باشد، تحليل كند. و اگر توتيا پاره كوفته را[٥] با مويز دانه برون كرده [باهم] بكوبند، و بآتش نرم [بريان] كنند. چنانچه نسوزد [پس] بر مس گداخته اندازند، و سر بوته را بپوشند، مس رنگ بگرداند. و رنگ[٦] زر گيرد.
[١]م: ديگر است
[٢]در- ج، ن، ب- نيست
[٣]ع، م، ديكك- ب، ج، ن: ديكلك
[٤]ب: و مرطوبى
[٥]ب: پارهها كوفته- ع:
پاره گرفته را
[٦]ب: مس رنگ