تنسوخ نامه ايلخاني - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٩٢ - آبمرواريد
سفيد نشانى باشد زرد. يا بزرد نشانى باشد سفيد. و همچنين در الوان ديگر.)
و چون حال الوان گفته آمد[١] بعد از اين حال آب گوئيم.
آبمرواريد
[آبمرواريد] هم از چند گونه باشد.
اوّل كه[٢] از همه بهتر[٣] باشد آن بود كه شفّاف و صافى باشد، بىهيچ رنگ غريب[٤]، ماننده[٥] قطره آب، و آن نادر باشد[٦]. و خوش آب آنرا گويند و در مرواريد سفيد بهترين [انواع باشد[٧]].
بعد از آن[٢] تنك آب بود، كه اندكى با زردى زند، و آن بيشتر (در) تبنى باشد.
سوم سرخاب بود كه اندكى با سرخى آميخته بود چنانكه در طاوسى باشد.
چهارم شمعى باشد.
پنجم سياه بود، و آن تاريك رنگ[٨] باشد، و آن «بيشتر»[٩] در رمادى[١٠] توان يافت.
ششم آنكه آب (او) اندكى بود، و خشكى[١١] و بىآبى برو غلبه كند. و آنرا خشك آب گويند.
هفتم آن بود كه او را هيچ آب نبود و آنرا (مرواريد) بىآب
[١]ب، م: گفته شد
[٢]ع: آنكه
[٣]ب: بهتر- نسخ ديگر: بهترين
[٤]ب: شك عيب
[٥]ب، م: مانند
[٦]ب: افتد
[٧]م، ن، ج:
بهترين باشد
[٨]ع: لون
[٩]كلمه (بيشتر) فقط در ع: است
[١٠]ب افزوده: و عدسى
[١١]ع: آب او اندك بود و خشك.