تنسوخ نامه ايلخاني - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٢٤٩ - فصل اول در معرفت مشك و خاصيت آن
و بعد از مشك ختنى مشك تبّتى از ديگر مشكها بهتر باشد.
و نافهاء خرد بود، نافه بوزن سه مثقال تا چهار مثقال (بيش) برنيايد[١].
و بر وى موى اندك بود. و مشك او بعضى زرد باشد، و بعضى سياه «بود.
و سياه[٢]» زرد را تفّاحى خوانند.
و سبب زردى آن باشد كه تازهتر بود. و سبب سياه آنكه كهنهتر باشد، چه خون تازه سرخ بود، و خون كهنه سياه.
و بعد از آن مشك طوسمسى باشد. و اين نوع بتبّتى نزديك باشد.
و موى نافه آن سفيد باشد، بعضى بزردى زند. يك نافه[٣] از آن بوزن هفت مثقال برآيد.
بعد از آن بنيالى[٤] باشد. و آن مشك بيشتر ريخته فروشند بىنافه.
اما مشك نيك نباشد[٥]. و درو شافهاء بزرگ بود.
و جائى كه مشك تبّتى يك مثقال بايد، از اين مشك نيم مثقال تمام باشد، و آنرا از مشك تبّتى بازپس دارند. جهت آنكه ريخته فروشند بىنافه.
بعد از آن مشك خطائى بود، كه از سرحدّ خطا آرند. و بمشك ختنى ماند، كه نافه او هم نسو[٦] باشد، و بىموى بود.
امّا در قوّت از تبّتى كمتر باشد. [ (و با تبّتى بهم فروشند. و بهاى خطائى كمتر باشد[٧])، از آنكه مشك او ضعيفتر بود.
[١]ب: يا چهار مثقال بود- ع: تا چهار مثقال برنيايد
[٢]در- ب، ج- نيست
[٣]ب: و نافه
[٤]ب: ميسالى- ج، ن: سالى (در هر دو نسخه بىنقطه است)
[٥]ب: نباشد- ع: باشد
[٦]ع: نسر
[٧]ب: اما در قوت و مضرت حدت مشك بكافور دفع توان كرد. و اللّه اعلم.