تنسوخ نامه ايلخاني - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ١٨ - فصل دوم در علل معادن بطريق كلى
حاصل آيد، يا برعكس كه فصل[١] برودتى، يا هبوب بادهاى شمال يا جنوب[٢] بموضعى ميرسد، يا مانعى بود كه نرسد، يا دريائى باشد بر مهبّ آن بادها، تا بخارات[٣] بدان موضع مىرساند، و يا دفع مىكند. اين جمله تغيّرات بسبب تغيّر[٤] هوا باشد. و بواسطه اين تغيّرات[٥] تغيّر تجاويف زمينها باشد. و اكثر تكوين معادن در زمستان باشد. و اكثر ظهور جواهرى كه بسبب حرارت ظاهر شود، در تابستان بود. و علّت حقن بخارات باشد كه بسبب سردى[٦] هوا تحليل نپذيرد، و تغيّرى[٧] حاصل شود. بعد[٨] از آن بسبب حرارت تابستان منحل شود[٩] و فضول اين[١٠] مترشّح گردد بظاهر[١١]، چنانكه بيشتر رطوبات در ابدان حيوانات در زمستان[١٢] محتقن باشد، و بتابستان[١٣] تحليل پذيرد، و ترشّح كند بعرق، تقطير مسام و غير آن، بسبب (آنكه) حرارت تفتيح[١٤] كند. و بخارات را بظاهر افكند. و برودت برعكس اين معنى[١٥] باشد. و منع[١٦] تحليل و احتقان ازو حاصل آيد[١٧].
و تكوّن معدنيّات را اسباب مختلف بسيار است، بعضى بطريق احتراق[١٨]
[١]ب: يا بواسطه فصل- ع: فضل
[٢]ب: شمال و جنوب كه
[٣]ج، ن: يا بخارات
[٤]ج، ن: تغيير
[٥]ع: تغيرات
[٦]ب: كه بسردى
[٧]ج:
و تغييرى
[٨]ب: و بعد
[٩]ع: منجلى
[١٠]ب، ن: و فصول آن
[١١]ب:
و بظاهر- «بظاهر» در: م، نيست
[١٢]كلمه «در زمستان» در: ج، ن، نيست
[١٣]ع: بتابستان- ج: و در تابستان
[١٤]ب: تفسيح؟
[١٥]كلمه «معنى» فقط در: ع، است
[١٦]ع: و ميغ
[١٧]م: بظاهر آيد
[١٨]ب، ن، ج:
بعضى باحتراق.