تنسوخ نامه ايلخاني - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ١٩ - فصل دوم در علل معادن بطريق كلى
باشد چون انواع نمكها و زاجات و نورهها[١]، و بعضى [بيشتر] چون انواع جواهر حجرى. و دليل[٢] بر اين آنست كه هرچيزى را كه بسوزند، و بعد از آن بشويند، و حل كنند پس عقد كنند، بقدر قوّت آن چيز ملوحتى در آن پيدا مىآيد. و اصحاب صناعت املاح مىكند[٢].؟
و هرچيز كه آنرا تكليس كنند بضرورت درو[٣] [ملوحتى پيدا شود.
[٤] و جمله سنگها] «در اصل[٥]» گليست متحجّر شده، و دليل محسوس بر اين آنست كه چون آتش بسيار بر گلى بيفروزند، آنرا سفال كند. و اگر بيشتر بيفروزند، باشد كه سنگ[٦] گردد. و در شهرهائى كه سنگ آسيا نباشد از آن طريق صناعت از گل پخته سنگهاى آسيا كنند[٧].
[١]ع: و بورهها
[٢]ع: اصلاح- عرايس: و اصحاب صناعت اكسير بطريق صناعى املاح مىكنند
[٣]م: در آن
[٤]از اين موضع چند ورق از نسخه ب افتاده است
[٥]و در م، ن، ج: «در اصل» نيست
[٦]م، ن، ج: افروزند مانند سنگى
[٧]ع: از گل پخته آسيا سازند.