رسالة توضيح المسائل - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٦ - مسائل متفرّقه شير دادن
ضرورتى براى شير دادن به بچّههاى ديگر وجود دارد.
مسأله ٢١٢٩. كسانى كه به واسطه شير خوردن با يكديگر خويشاوند مىشوند مستحبّ است يكديگر را احترام كنند، ولى حقوق خويشاوندى ندارند و از يكديگر ارث نمىبرند.
مسأله ٢١٣٠. مستحبّ است در صورت امكان بچّه را دو سال تمام شير بدهند.
مسأله ٢١٣١. زن مىتواند بدون اجازه شوهر بچّه ديگرى را شير دهد، به شرط آنكه حقّ شوهر از بين نرود؛ ولى جايز نيست بچّهاى را شير دهد كه به واسطه شير دادن آن بچّه نسبت به شوهر خود حرام شود.
مسأله ٢١٣٢. هرگاه مردى بخواهد زن برادرش به او محرم شود مىتواند دختر شيرخوارى را با اجازه ولىّ او به عقد موقت خود درآورد و در همان حال زن برادرش آن دختر را شير كامل دهد و بنابراحتياط واجب بايد مدّت عقد موقّت بقدرى باشد كه دختر به حدّ قابليّت بهرهگيرى جنسى برسد و چنين عقدى موافق مصلحت دختر نيز باشد.
مسأله ٢١٣٣. شير دادنى كه علّت محرم شدن است به دو چيز ثابت مىشود:
اوّل: خبر دادن عدّهاى كه انسان از گفته آنها يقين پيدا كند.
دوم: شهادت دو مرد عادل يا چهار زن عادل، بلكه احتياط واجب آن است كه به شهادت يك مرد با يك زن هم اكتفا كند؛ ولى شاهدها بايد شرايط شير دادن را هم بگويند، مثلًا بگويند ما ديدهايم كه فلان بچّه پانزده بار از پستان فلان زن شير كامل با شرايطى كه در مسأله ٢١١٦ گفته شده خورده است. و اگر بدانيم همه آنها شرايط را مىدانند و در آن توافق دارند، شرح دادن آن لازم نيست.
مسأله ٢١٣٤. هرگاه ندانند آيا كودك به مقدارى كه سبب محرم شدن است شير خورده يا نه، محرم بودن ثابت نمىشود؛ بايد يقين حاصل شود.