رسالة توضيح المسائل - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٨ - شرايط كفالت و كفيل
كفالت
مسأله ١٩٨٥. هرگاه كسى بر ديگرى حقّى داشته باشد (مثلًا طلبى يا قصاصى يا ديهاى يا حقّ ديگرى) يا ادّعاى حقّى كند كه دعوى او قابل قبول باشد، چنانچه انسان ضامن شود كه صاحب حق يا مدّعى، شخص متّهم را رها كند و هر وقت او را خواست بهدست او بسپارد، اين قرار داد را «كفالت»، و به كسى كه ضامن اين كار مىشود «كفيل» گويند.
مسأله ١٩٨٦. كفالت را مىتوان با صيغه لفظى ادا كرد، مثلًا كفيل به طلبكار بگويد من ضامنم هر وقت بدهكار را بخواهى به دست تو دهم و طلبكار هم قبول نمايد، يا كارى انجام دهند كه معنى اين صيغه لفظى را برساند، خواه از طريق امضاء سندى باشد يا غير آن، كفالت صحيح است.
شرايط كفالت و كفيل
مسأله ١٩٨٧. در كفالت رضايت كسى كه حق بر عهده اوست لازم نيست، بنابراين رضايت بدهكار شرط نمىباشد.
مسأله ١٩٨٨. كفيل بايد بالغ و عاقل باشد و او را در كفالت مجبور نكرده باشند و بتواند كسى را كه كفيل او شده بموقع حاضر نمايد.
مسأله ١٩٨٩. چند چيز كفالت را به هم مىزند: ١. طلب طلبكار داده شود.
٢. طلبكار از طلب خود بگذرد. ٣. بدهكار بميرد. ٤. بدهكار يا شخصى را كه متّهم