رسالة توضيح المسائل - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٨ - مسائل متفرّقه ازدواج
يا پيغمبر صلى الله عليه و آله گردد، يا يكى از احكام مسلّم اسلام مانند واجب بودن نماز و روزه را انكار كند بطورى كه انكار كردن آن معنايش انكار خدا يا پيغمبر صلى الله عليه و آله باشد، ازدواج او باطل مىشود و همسرش بايد از او كناره گيرى كند و عدّه وفات يعنى عدّه زنى كه شوهرش مرده است بگيرد و بعد مىتواند ازدواج كند؛ و اگر زن يائسه باشد، يا هنوز نزديكى نكرده باشند، عده لازم نيست.
مسأله ٢٠٩٨. هرگاه زن در عقد شرط كند كه شوهر او را از فلان شهر بيرون نبرد، مرد نمىتواند او را از آن شهر بيرون ببرد مگر با رضايت او.
مسأله ٢٠٩٩. هرگاه كسى دخترى را براى پسر خود عقد كند، خودش مىتواند با مادر آن دختر ازدواج نمايد، همچنين اگر اوّل خودش با مادر آن دختر ازدواج كرده مىتواند آن دختر را براى پسر خود بگيرد.
مسأله ٢١٠٠. زنى كه از راه نامشروع باردار شده، جايز نيست بچّهاش را سقط كند و فرزند او حساب مىشود، فقط ارث از او نمىبرد.
مسأله ٢١٠١. هرگاه كسى با زنى كه شوهر ندارد و در عدّه كسى نيست (نعوذباللَّه) زنا كند جايز است او را بعداً به عقد خود درآورد و اگر بچّهاى از آنان متولد شود و ندانند از نطفه حلال است يا حرام آن بچّه حلالزاده است.
مسأله ٢١٠٢. هرگاه زن بگويد شوهر ندارم مىتوان حرف او را قبول كرد به شرط آنكه متّهم نباشد؛ امّا اگر بگويد يائسهام قبول ادّعاى او اشكال دارد.
مسأله ٢١٠٣. هرگاه با زنى ازدواج كند و كسى بگويد آن زن شوهر داشته، ولى خود زن بگويد نداشتهام و شرعاً هم ثابت نشود، بايد حرف زن را قبول كرد؛ ولى اگر فرد مورد اعتمادى تصديق كند كه شوهر داشته احتياط واجب آن است كه او را طلاق دهد.
مسأله ٢١٠٤. مستحبّ است در شوهر دادن دخترى كه به حدّ بلوغ رسيده تعجيل كنند، همچنين درمورد زن دادن به پسرانى كه نياز به همسر دارند.
مسأله ٢١٠٥. كسى كه از زنا متولّد شده هرگاه زن بگيرد و بچّهاى پيدا كند آن