رسالة توضيح المسائل - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٠ - مواردى كه نجس بودن لباس يا بدن نمازگزار جايز است
٥. لباس زنى كه پرستار بچّه است.
٦. در جايى كه ناچار است با بدن يا لباس نجس نماز بخواند. مثلًا در جايى گرفتار شده كه لباس او نجس است و قابل تبديل نيست يا وقت براى تطهير آن تنگ است در اينجا از باب ضرورت نماز در لباس نجس صحيح است.
شرح اينها در مسائل آينده خواهد آمد.
مسأله ٧٧٥. اوّل از مورد عفو، جايى است كه در بدن يا لباس نمازگزار خون زخم يا جراحت يا دمل باشد، به گونهاى كه آب كشيدن بدن يا لباس، كار مشكلى است، تا وقتى كه زخم يا جراحت و دمل خوب نشده، مىتواند با آن نماز بخواند؛ همچنين است چركى كه با خون بيرون مىآيد، يا دوايى كه روى زخم مىگذارند و نجس مىشود؛ ولى اگر زخم بزودى خوب مىشود و شستن خون آن از لباس يا بدن آسان است بايد آن را آب كشد.
مسأله ٧٧٦. جايى از لباس يا بدن كه با زخم فاصله دارد، اگر با آن نجس شود بايد آن را آب بكشد؛ مگر جاهايى كه معمولًا خون از زخم به آنجا سرايت مىكند.
مسأله ٧٧٧. هرگاه به آسانى مىتواند زخم را پانسمان كرده و از سرايت خون به ساير بدن يا لباس جلوگيرى كند، بايد اين كار را انجام دهد.
مسأله ٧٧٨. هرگاه زخم، داخل بينى يا دهان باشد و خونى از آن به بدن يا لباس رسد، احتياط واجب آن است كه با آن نماز نخواند؛ خون بواسير نيز اگر از داخل بدن باشد همين حكم را دارد.
مسأله ٧٧٩. كسى كه بدنش زخم است اگر در لباس يا بدن خود خونى ببيند و نداند از آن زخم است يا خون ديگر، نماز خواندن با آن مشكل است.
مسأله ٧٨٠. اگر چند زخم در بدن وجود دارد و بطورى نزديك هم است كه يك زخم حساب مىشود، تا وقتى كه همه خوب نشده است نماز خواندن با آنها اشكال ندارد؛ ولى اگر به اندازهاى از هم دور است كه هر كدام يك زخم حساب مىشود، هر كدام خوب شود بايد بدن و لباس را از خون آن آب بكشد.