رسالة توضيح المسائل - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٧ - «الف»
٢. استبراء از منى: يعنى ادرار كردن پس از خروج منى به قصد اطمينان از اينكه ذرات منى در مجراى بول نمانده باشد.
٣. استبراء حيوان نجاستخوار: يعنى باز داشتن آن حيوان از خوردن نجاستِ انسان تا وقتى كه به خوراك طبيعى خود برگردد.
استحاضه: بهطور كلّى تمام خونها، غير از خون حيض، نفاس، زخم و دمل كه از رحم زن خارج مىشود را خون استحاضه گويند.
استحاله: دگرگونى چيزى به صورتى كه به حقيقت ديگرى مبدل شود. مانند چوب نجسى كه بسوزد و خاكستر شود، يا سگى كه در نمكزار فرو رفته و تبديل به نمك شود.
استطاعت: توانايى انجام فريضه حج از حيث بدن، مال و راه.
استطاعت طريقى (سِربى): باز بودن راه.
استطاعت مالى: در اختيار داشتن توشه و احتياجات سفر، همچنين وسيله نقليه.
استطاعت بدنى: سلامتى و توانايى جسمى براى انجام دادن اعمال حج.
استطاعت بذلى: استطاعتى كه از بخشش مال توسط ديگرى حاصل مىگردد.
استمناء: انجام كارى با خود كه موجب انزال منى شود.
اشكال دارد: به معناى احتياط واجب است كه معناى آن گذشت.
اضطرار: ناگزيرى، ناچارى.
اعراض از وطن: تصميم انسان بر روى گردانى از وطن و ترك اقامت مستمر در آن.
اعراض عملى: هرگاه شخصى قصد بازگشت به وطن سابق خود را جهت سكونت مستمر داشته باشد، ولى عملًا مدّتى طولانى (مثلًا پنج سال يا بيشتر) بگذرد ولى هنوز بازنگردد، اعراض عملى حاصل شده، و نماز و روزهاش در آنجا (وطن سابق) شكسته است.
اعلم: عالمتر.
افضاء: باز شدن يا يكى شدن و تداخل مجارى بول و حيض يا مجارى حيض و غائط يا هر سه مجرى.