رسالة توضيح المسائل - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٨ - مواردى كه اذان گفتن ساقط مىشود
حال رفتن به سجده تكبير آن را بگويد مانعى ندارد، به شرط اين كه قصدش مطلق ذكر باشد، يعنى نه آن تكبير مخصوصى كه مثلًا قبل از سجده در حال ايستادن گفته مىشود، بلكه از آنجا كه ذكر خدا در هر جاى نماز خوب است تكبير مىگويد.
مسأله ٨٨٨. هرگاه در موقع قرائت حمد و سوره، يا تسبيحات، بىاختيار بقدرى حركت كند كه از حال آرام بودن بدن خارج شود و يا مثلًا در ميان جمعيّت باشد و به او تنه بزنند و او را حركت دهند، احتياط واجب آن است كه بعد از آرام گرفتن بدن آنچه را در حال حركت خوانده دوباره بخواند.
مسأله ٨٨٩. هرگاه در بين نماز از ايستادن عاجز شود، بايد بنشيند؛ و اگر از نشستن هم عاجز شود بايد بخوابد؛ ولى تا بدنش آرام نگرفته نبايد چيزى بخواند.
مسأله ٨٩٠. كسى كه نمىتواند ايستاده نماز بخواند بايد بنشيند؛ ولى اگر بتواند بايستد و به عصا يا ديوار و مانند آن تكيه كند، يا پاهايش را از هم دور بگذارد، بايد ايستاده نماز بخواند؛ مگر اينكه زحمت فوقالعادهاى براى او داشته باشد.
همچنين مادام كه مىتواند نشسته نماز بخواند هرچند به چيزى تكيه كند نبايد خوابيده نماز بخواند؛ و هرگاه نتواند بايد به پهلوى راست بخوابد، بطورى كه جلو بدن او رو به قبله باشد؛ و اگر نتواند، به پهلوى چپ؛ و اگر آن هم ممكن نيست، به پشت بخوابد بطورى كه كف پاهاى او رو به قبله باشد.
مسأله ٨٩١. كسىكه مىتواند قسمتى از نماز را ايستاده بخواند، واجب است آن مقدار را بايستد و بقيّه را بنشيند و اگر نتوانست بخوابد.
مسأله ٨٩٢. هرگاه كسى بر اثر ناتوانى نماز را خوابيده بخواند، اگر در بين نماز بتواند بنشيند بايد آن مقدار را كه مىتواند، بنشيند و يا اگر مىتواند برخيزد؛ و همچنين كسانى كه نشسته نماز مىخوانند و در اثناء نماز توانايى ايستادن پيدا مىكنند، بايد بايستند، ولى تا بدن آرام نگرفته است چيزى نخوانند.
مسأله ٨٩٣. كسى كه احتمال مىدهد تا آخر وقت بتواند ايستاده نماز بخواند،