رسالة توضيح المسائل - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٠ - «ح»
«ث»
ثُلث: يك سوم از هر چيزى.
ثُلثان: دو سوم، تبخير شدن دو سوم آب انگور و كشمش جوشيده كه موجب حلال شدن آن مىشود.
«ج»
جاعل: كسى كه قرار داد جعاله را منعقد مىكند.
جاهل قاصر: جاهلى كه در شرايط عدم امكان دسترسى به حكم خدا قرار دارد.
جاهل مقصر: جاهلى كه امكان آموختن مسائل را داشته، ولى در فراگيرى آن كوتاهى كرده است.
جَبيره: مرهم- پارچه و پوششى كه زخم يا شكستگى را با آن مىبندند.
جَرح- جُرُوح: جراحت، زخم.
جُنُب: كسى كه منى از او خارج شده يا با همسر خود آميزش كرده است.
جعاله: قرارى كه طبق آن فردى اعلام مىكند هركس براى او كار معينى را انجام دهد، اجرت مشخصى به او پرداخت مىشود. مثلًا هر كس گمشده مرا پيدا كند، هزار تومان به او مژدگانى مىدهم.
جِماع: مقاربت، آميزش جنسى.
جهاد: نبرد- مبارزه.
«ح»
حائض: زنى كه در عادت ماهيانه باشد.
حج: زيارت خانه خدا وانجام اعمالى مخصوص در زمانى خاص.
حَدِّ تَرَخُّص: حدى از مسافت كه در آن صداى اذان شهر شنيده نشود و مردم شهر مسافر را نبينند.
حرام: هر عملى كه از نظر شرعى ترك آن عمل لازم باشد.