رسالة توضيح المسائل - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١ - ١١ استبراء حيوان نجاستخوار
خون بيايد، چنانچه انسان نداند خون به غذا سرايت كرده، آن غذا پاك است و اگر خون به آن برسد، نجس مىشود، و خوردن آن غذا حرام است.
مسأله ٢٣٧. جايى از لب و مانند آن كه انسان نداند جزء ظاهر بدن است يا باطن، اگر نجس شود بايد آن را آب بكشد.
مسأله ٢٣٨. هرگاه گرد و غبار نجس روى بدن يا لباس و فرش و مانند آن بنشيند و هر دو خشك باشد نجس نمىشود، و كافى است آن را تكان دهند، همچنين اگر رطوبت غيرمسرى داشته باشد؛ امّا اگر يكى از آنها مرطوب باشد، نجس مىشود؛ و اگر در نجاست گرد و غبار يا رطوبت محل شك داشته باشد، آن هم پاك است.
١١. استبراء حيوان نجاستخوار
مسأله ٢٣٩. هرگاه حيوانى به خوردن مدفوع انسان عادت كند، ادرار و مدفوع آن نجس، و گوشت آن نيز حرام است. و اگر بخواهند پاك شود، بايد به قدرى به حيوان غذاى پاك بدهند تا نام حيوان نجاستخوار از آن برداشته شود؛ و بايد در شتر چهل روز، و در گاو سى روز، و درگوسفند ده روز، و در مرغابى پنج روز، و در مرغ خانگى سه روز بگذرد؛ و در حيوانات ديگر همين اندازه كه نام نجاستخوار از آن برداشته شود، كافى است.
مسأله ٢٤٠. گاهى در مرغداريها پودر خون با غذاى آنها مخلوط مىكنند بطورى كه گوشت مرغ به واسطه آن مىرويد، گوشت و تخم آن مرغ حرام نيست و رطوبتهاى مرغ نجس نمىشود، ولى بهتر است از چنين مرغ و تخم آن پرهيز شود.
مسأله ٢٤١. هرگاه حيوان، ساير نجاستها (غير از مدفوع انسان) را بخورد، باعث نجاست بول و مدفوع او نمىشود، گوشت او هم حرام نيست، مگر حيوانى كه از شير خوك تغذيه كرده و بوسيله آن رشد و نمو نموده باشد كه گوشتش حرام است.