رسالة توضيح المسائل - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٨ - شرط هفتم- شغل و كار او مسافرت نباشد
مسأله ١١٥٤. كسى كه از وطنش صرف نظر كرده و مىخواهد وطن ديگرى براى خود انتخاب كند بايد در مسافرت نماز را شكسته بخواند، مگر آنكه سفرش طولانى شود و جزء افراد خانه بدوش حساب شود.
شرط هشتم- به حدّ ترخّص برسد
مسأله ١١٥٥. «حدّ ترخّص» يعنى از وطن يا محلّ اقامتش به اندازهاى دور شود كه صداى اذان شهر را نشنود و مردم شهر او را نبينند، امّا ديدن و نديدن ديوارهاى شهر اثرى ندارد، ولى بايد در هوا گرد و غبار يا مه يا چيز ديگرى كه مانع ديدن است يا سر و صدايى كه مانع شنيدن است وجود نداشته باشد؛ و اگر يكى از اين دو علامت حاصل شود كافى است، به شرط اينكه يقين به نبودن ديگرى نداشته باشد، و الّا احتياط جمع ميان نماز شكسته و تمام است.
مسأله ١١٥٦. معيار در شهرها شهرهاى معمولى است و اگر شهرى زياد در گودى يا در بلندى قرار گرفته باشد بايد مطابق شهرهاى معمولى با آن رفتار كرد، يعنى ببينيم چه اندازه مسافت سبب مىشود كه در شهرهاى معمولى انسان صداى اذان شهر را نشنود و اهالى شهر او را نبينند.
مسأله ١١٥٧. هرگاه شك كند به حدّ ترخّص رسيده يا نه، يا نداند صدايى را كه مىشنود صداى اذان است يا صداى ديگر، بايد نماز را تمام بخواند، امّا اگر بفهمد صداى اذان است ولى كلمات آن قابل تشخيص نباشد احتياط جمع است.
مسأله ١١٥٨. هرگاه به جايى برسد كه اذان شهر را كه معمولًا در جاى بلند مىگويند نشنود، نمازش شكسته است؛ هر چند اذانى را كه با بلندگوهاى قوى مىگويند بشنود؛ و اگر كسى گوش و چشمش از معمول ضعيفتر يا بسيار قوىتر است اعتبارى به آن نيست بلكه اعتبار به گوش و چشمهاى معمولى است.
مسأله ١١٥٩. هرگاه كسى در اثناء مسافرت به وطنش برسد، نمازش در آنجا تمام است، ولى اگر مىخواهد سفر خود را از آنجا هشت فرسخ يا بيشتر ادامه دهد وقتى به حدّ ترخّص رسيد بايد نماز را شكسته بخواند.