فلسفه اسلامى و اصول ديالك تيك - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٨١ - فصل هفتم نمونه هايى از وحدت تضاد در فلسفه ديالكتيك
اكنون ما مى خواهيم پرده ها را بالا بزنيم تا روشن گردد كه وى تا چه اندازه از مكتب فلسفى رايج محيط خود (فلسفه اسلامى) آگاهى داشته است و مثالهاى دهگانه او تا چه اندازه به وحدت تضاد ارتباط دارند.
ارانى برا ى منطق ديالك تيك، به جاى چهار اصل، دو اصل مهم معتقد است كه يكى از آنها «اصل نفوذ ضدين» است. وى در اين باره چنين مى گويد:
١. سياه و سفيد در ظاهر دو چيز كاملاً متضاد مى باشند، زيرا سياه تمام الوان را جذب مى كند و سفيد تمام آنهارا پس مى دهد، ولى از يك نظر، يعنى از نظر صرف رنگ بودن، كاملاً يكى هستند. در مفهوم رنگ هم مفهوم سفيد و هم مفهوم سياه (بدون اينكه با هم ذره اى اختلاف از جهت رنگ بودن داشته باشند) جمع شده اند.
٢. شب و روز مخالف يكديگرند، ولى وقتى كه مى گوييم فلان قضيه پنج شبانه روز طول كشيد، در مفهوم شبانه روز از نظر واحد زمان بودن، ارزش ساعات شب و روز كاملاً يكسان است.
٣. وحدت مفهوم مرد و زن: در مفهوم انسان.
٤. وحدت ايده آليسم و ماترياليسم، از نظر ايدئولوژى بودن.
٥. وحدت مفهوم پديده هاى طبيعى و مصنوعى، از اين نظر هر شىء مصنوعى خود جزئى از محصولات طبيعت به اين اعتبار، يك پديده طبيعى است.