فلسفه اسلامى و اصول ديالك تيك - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٩ - طرز تفكر متافيزيكى
شد.
به زعم ديالكتيسينها اين اصل در مقابل اصل «جهش» قرار دارد كه گاهى از آن به تبديل كميت به كيفيت، تعبير مى كنند و مقصود از آن اين است كه تغيير كمى اشيا، در مرحله معينى ناگهان به يك تغيير كيفى تبديل مى شود، مثلاً آب در درجه حرارت صد، به بخار تبديل مى شود، چنانكه در تحول انواع نوعى از جاندار، به نوعى ديگر متحول مى شود.
٤. اجتناب از اضداد
اين اصل در مقابل اصل جمع بين ضدين ويا وحدت اضداد قرار داده مى شود.[١]
در فصلهاى آتى، در باب اصول چهارگانه ديالكتيك مفصلاً به نقد و بررسى پرداخته و ضمناً روشن خواهيم ساخت كه انتساب مطالب فوق به بسيارى از متافيزيسينها، باطل و بى اساس است.
ماركسيستها مدعى هستند كه ديگران، همگى از منطق متافيزيك پيروى مى كنند در صورتى كه در آينده خواهيم گفت برخى از اصول ديالكتيك، آن هم به صورتى بسيار علمى تر و عميق تر، در فلسفه اسلامى مطرح بوده و اعتقاد به آنها در ميان فلاسفه يونان باستان نيز ريشه هايى دارد. از اين جهت هرگز صحيح نيست كه تمامى متافيزيسينها را به مخالفت مطلق با اين اصول متهم سازيم. چه، روح بسيارى از متافيزيسينها ـ يعنى دانشمندان الهى ـ از اين تهمتها بيزار است.
[١] اصول مقدماتى فلسفه، ص ١٠٣ به بعد، فصل: تحقيق در متافيزيك.