فلسفه اسلامى و اصول ديالك تيك - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٠٠ - ٣ توجيه گر ادوار اجتماعى تاريخ بشر
مى كوشند از طريق اصل هبستگى پديده ها اشكال را پاسخ گويند.
دست پرورده «لنين»، در اين مورد مى نويسد:
درك اين نكته دشوار نيست كه به كارگيرى موازين اسلوب ديالكتيك در مطالعه زندگى اجتماعى بشر، و تطبيق اين موازين بر تاريخ جامعه، بر فعاليت علمى حزب پرولتاريا، چه اهميت خطيرى دارد.
اگر هيچ پديده اى به طور منفرد در جهان يافت نمى شود، و اگر همه پديده ها در پيوند با هم قرار داشته، ومشروط به يكديگرند، پس واضح است كه بايد هر رژيم اجتماعى و جنبش عمومى را نيز در تاريخ نه به شيوه بسيارى از مورخان از ديدگاه «عدالت ابدى» و يا تصور قبلى ديگر بلكه از ديدگاه شرايطى ارزيابى كرد كه در آن رژيم و جنبش اجتماعى وجود داشته و با آنها در پيوند است.
رژيم بردگى در شرايط كنونى بى معنى، و خلاف طبيعت است، امّا همين رژيم بردگى در شرايط رژيم اشتراكى عهد عتيق كه رو به تلاش نهاده بود، پديده اى كاملاً مفهوم و قانونمند است، زيرا در مقايسه با رژيم اشتراكى عهد عتيق گامى به جلو محسوب مى شود. مطالبه «جمهورى بورژوا دموكراتيك» در شرايط وجود «تزاريسم» جامعه بورژوايى (مثلاً در روسيه ١٩٠٥) مطالبه اى كاملاً مفهوم، بجا و انقلابى به شمار مى آمد، زيرا تشكيل جمهورى بورژوايى در آن زمان گامى به جلو بود امّا مطالبه جمهورى بورژوا ـ دموكراتيك در شرايط كنونى اتحاد جماهير شوروى سوسياليستى، مطالبه اى