فلسفه اسلامى و اصول ديالك تيك - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٤٨ - قوّه با فرا رسيدن فعليت منتفى مى گردد
مى گردد، ولى مفهوم اين جمله آن نيست كه پديده ياد شده از هر نوع قوه و امكان عارى مى شود، بلكه تنها از قوه خاصى به نام قوه «بوته گندم شدن» پيراسته مى شود، ورنه پس از پيدايش فعليت مزبور، يك رشته امكانات ديگرى مانند امكان آرد شدن، نان شدن وجزو بدن شدن، در ماده به وجود مى آيد و نوبت آن مى رسد كه ماده تحت شرايط خاصى به يكى از فعليتها تبديل شود و اين كار، تا زمانى كه ماده در حال تحول و گردش است ادامه دارد.
٩. كمالى بر كمال ديگر افزوده مى شود
اكنون كه روشن شد با آمدن فعليتى قوه پيشين منتفى مى گردد، بايد ديد آيا با آمدن فعليت دوم، وضع فعليت نخست چگونه است؟ فى المثل وقتى تخم مرغ به جوجه تبديل شد، موقعيت تخم مرغ نسبت به جوجه شدن چگونه مى شود؟
در اين جا در ميان فلاسفه اسلامى، دو نظر وجود دارد. يكى را شيخ مشائين، بوعلى سينا، برگزيده و ديگرى را صدرالمتألهين انتخاب كرده است.
بوعلى مى گويد: با آمدن فعليت و صورت تازه، فعليت نخست باطل ونابود مى گردد،عيناً مثل اينكه انسان پيراهنى را از تن بيرون آورد و پيراهن ديگرى بپوشد. وقتى هم كه تخم مرغ جوجه گشت، ماده محفوظ ميان دو فعليت، لباس يكى از فعليتها را به نام تخم مرغ بودن از تن مى كند و فعليت ديگر را مى پوشد. اين همان نظريه معروف به «خلع و لُبس» به معنى كندن وپوشيدن است، يعنى ماده پيوسته فعليتى را از دست مى دهد و فعليت ديگرى را به دست مى آورد.
صدر المتألهين در اين مورد نظر مخصوصى دارد. وى مى گويد: