فلسفه اسلامى و اصول ديالك تيك - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٩١ - حركت چيست؟
نهفته اى دارد.
ب: حركت، از اجزاى منفصل وجدا از هم تركيب يافته است و هم اكنون اجزاى مشخص وبالفعل دارد.
زيرا، در فرض نخست، از مبدأ تا مقصد هر چند هم طولانى باشد، حركت يك موجود گسترده بيش نخواهد بود. در حاليكه در دومى، هر جزء كه موجود مستقلى است چون استمرار، فرع بر پيوستگى است، طبعاً استمرارى در واقع در كار نبوده و حركت يك امر موهوم وغير واقعى خواهد بود كه مولود توالى اجزا در حس خطا پذير باصره آدمى است.
تعريف حركت، به گونه اى ديگر
مى توانيم حركت را به گونه اى ديگر نيز تعريف كنيم، و آن اينكه: حركت، زوال تدريجى قوه ها و توانستنها و حدوث تدريجى فعليتها و شدنها است.
حركت تنها زوال نيست، همچنانكه تنها حدوث نيز نيست، بلكه زوال آميخته با حدوث، وحدوث آميخته با زوال است. از يك طرف زوال، و از طرف ديگر حدوث است. مقصود از زوال، زوا ل قوه ها و توانستنها است، ومقصود از حدوث، حدوث فعليتها و شدنها و افزايش كمالات.
در حقيقت، حركت همان امر ممتد و متصل و يكپارچه است كه زوالها و حدوثها به هم پيوسته و در ضمن آن به طور مستمر، قوه ها و توانستنها به فعليت درمى آيند.
اين عصاره سخنى است كه فلاسفه اسلامى در باره حركت دارند، شما اين واقع بينى را با تعريف هايى كه ديگران درباره حركت كرده اند مقايسه كنيد وآنگاه خود داورى نماييد كه كدام به حقيقت امر نزديكتر است؟