فلسفه اسلامى و اصول ديالك تيك - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٧٥ - ٢ تأثير عوامل خارجى را نمى توان ناديده گرفت
باعث حركت مكانيكى اشيا باشد رشد ساده گياهان وحيوانات و تكامل كمى آنها نيز اساساً به علت تضاد داخلى آنها است، به همين طريق تكامل اجتماعى هم اساس علل درونى دارد نه برونى.[١]
مائو، در اين كلام، ميان شرط و زمينه وعلل مؤثر فرقى نگذارده است. برخى از علل خارجى، شرط تغيير و دگرگونى مى باشند: مثلاً تخم مرغ در شرايط خاصى از حرارت، تبديل به جوجه مى شود، اما هر علت خارجى زمينه ساز نيست بلكه واقعاً جزو علل مؤثر مى باشد. هرگز نمى توان اشعه حياتبخش خورشيد و تأثير آب و خاك را مانند حرارت مادر مصنوعى ماشين جوجه كشى انگاشت، ومؤثر واقعى را تضاد درونى انديشيد.
ماركسيستها كه فلسفه خود را فلسفه علمى معرفى مى كنند،غالباً برداشتهاى فلسفى آنان حول چند مثال دور مى زند، در صورتى كه در جهان علم و دانش براى اثبات يك قانون كلى، بايد به استقرا و تتبع وسيع دست زد. هيچ پزشك محققى با يكى دو آزمايش، استعمال يك دارو را با قاطعيت بر كليه بيماران مشابه آن دو مورد تجويز نمى كند، مگر اينكه آن دارو را در مناطق مختلف، روى بيماران گوناگون آزمايش كرده باشد.
ماركس مى گويد: هر پديده طبيعى واجتماعى بر اثر تضاد درونى پديد مى آيد آيا ماركس درباره تبخير آب به وسيله حرارت خارجى چه مى گويد؟!
آيا تضاد درونى، آب را به صورت بخار درمى آورد، يا آتش زير ديگ اين غوغا را در آن ايجاد مى كند؟!
آيا بارورى انسان وحيوان، در سايه عامل خارجى است، يا تضاد
[١] تضاد، ص ٥ـ٦.