فلسفه اسلامى و اصول ديالك تيك - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٨ - ١ هستى با ماده مساوى است
آنان ، در حقيقت، جهان بينى فلسفى را با جهان بينى علمى اشتباه كرده اند، در حالى كه ابزار جهان بينى فلسفى، وسيعتر از تجربه و آزمايش است.
اين علم است كه فقط بر تجربه و آزمايش تكيه مى كند، نه فلسفه.فلسفه مسائلى را مطرح مى كند كه هرگز نمى توان درباره آنها، از طريق ابزار علمى (آزمايش) داورى كرد، و يكى از آن مسائل، تقسيم وجود به مادى ومجرد است، كه علم با ابزار محدود خود، نمى تواند آن را «اثبات» و يا «نفى» كند.
اصولاً آزمايش و آزمايشگر و آزمايشگاه، درباره بود و نبود چيزى مى تواند قضاوت كند كه واقعيت و حقيقت آن شىء، با ابزار علمى، سنخيت و مناسبت داشته باشد، ولى هرگاه حقيقت چيزى كه در پى تشخيص بود و نبود آن هستيم، به گونه اى باشد كه بر فرض تحقق داشتن، تشخيص آن به وسيله آزمايشگاه امكان پذير نيست، در چنين صورت آزمايشگاه نمى تواند درباره وجود و عدم آن قضاوت كند.
ماهيت موجود غير مادى، كه از ماده و انرژى، و تجزيه و تقسيم پيراسته است و بيرون از حوزه لمس و رؤيت و مشاهده مادى قرار دارد، به گونه اى است كه با آزمايشگاه تناسبى ندارد كه فرد كاوشگر، خود آن شىء را مشاهده كند. آن كس كه مى گويد تا روح آدمى را زير چاقوى تشريح مشاهده نكنم باور نمى كنم! و يا چون در جهان هستى با ابزار رؤيت مادى، خدا و فرشته را نمى بينم به آنان ايمان نمى آورم، متفلسف عوام زده اى است كه مى خواهد همه چيز را با حواس ظاهرى لمس كند و با ابزار محدود، هستى نامحدود را درك نمايد.