فلسفه اسلامى و اصول ديالك تيك - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٣٧ - نتايج حركت در فلسفه اسلامى
٢٤
گذشته و آينده از هم جدا نيست٤ . نتايج حركت در فلسفه اسلامى
فلسفه اسلامى، حركت را نحوه وجود شىء مى داند، بدين معنى كه ، شىء مى تواند دو نوع وجود پيدا كند: وجودى جامد، ساكن، راكد ويكنواخت كه به يك حالت در گوشه اى از جهان بيفتد، ووجودى سيال، متدرّج، نارآم، كه آرامش آن، مايه تباهى ونابودى آن است.
فلسفه اسلامى در جهان ماده براى سكون مصداقى سراغ ندارد. آنچه سراغ دارد تماماً موجودات متغير وسيال است. جهانى متحرك و نهادهايى ناآرام كه اشيا در آن، صورت يك موجود مستمر و سيال را دارند كه پيوسته با انجرار وكشش خاصى، از كيفى به كيف ديگر، از كمى به كم ديگر، از وضعى به وضع ديگر، منتقل مى گردد، و در اين انتقال كوچكترين فاصله اى ميان مراتب حركت وجود ندارد.
مثلاً سيبى كه از درخت آويخته است، پيوسته از رنگى به رنگ ديگر تغيير و تحول پيدا مى كند و اين الوان، با داشتن مراتب متعدد، به هم پيوسته بوده و از هم گسسته نيست. حالات كمّى و مقدارىِ سيب نيز كه در هر زمان خود را به كمّ و مقدار خاصى نشان مى دهد همين گونه است، از اين جهت بايد گفت كه، كيفيتها و كمّيتهاى سابق، از لاحق جدا نيست.