فلسفه اسلامى و اصول ديالك تيك - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٢٤ - حركت ديناميكى جامعه
درست نيست. زيراحركت سيب و زمين و جامعه را در كنار يكديگر قرار دادن و همه را يك حركت اتوديناميكى به صورت يك ضرورت اجتناب ناپذير تلقى كردن مستلزم انكار آزادى واختيار انسانها است. آيا صحيح است افراد انسان را، كه هر كدام داراى اراده وخواست واختيار و تمايلات مخصوص به خويش است، با سيبى كه داراى ذرات بى شعور و سلولهاى نباتى است مقايسه كنيم؟ البته اين مطلب مربوط به «دترمينيسم» و موجبيّت تاريخى است كه ماركسيسم مدعى آن مى باشد و ما از اشاره و نقد اجمالى آن در اين مجال ناگزيريم.
حركت ديناميكى جامعه
هدف ماركسيسم از طرح بحث حركت ديناميستى، عطف تكامل جامعه بر تكامل طبيعت است ماركسيستها تاريخ تكامل سيب وجامعه را در يك ترازو گذارده وبا وزنه واحد مى سنجند ودر نتيجه، درباره گذشته وحال وآينده اين دو شىء متغاير، حكمى يكسان صادر مى كنند! آنان معتقدند كه در ديناميسم خود بخود، جامعه بشرى به طرف كمونيسم روان بوده و سرانجام به اين نقطه خواهد رسيد. ولى عطف تكامل اين دو به هم، از انديشه هاى خامى است كه مطالعه ويژگيهاى انسان اجتماعى بر خلاف آن گواهى مى دهد.
سيب از يك رشته سلولهاى نبات بى شعور وپيراسته از هر نوع احساسات و غريزه تشكيل شده و از يك رشته قوانين فيزيكى و شيميايى پيروى مى كند كه سرپيچى از آنها براى وى امكان پذير نيست، لذا از همان دوران شكوفايى مى توان آينده سيب را پيش بينى كرد، در حاليكه جامعه انسانى از يك رشته تمايلات وغرايز متضاد پيروى مى كند كه چه بسا ممكن است در شرايط خاصى غريزه اى زمام زندگى را به دست گرفته وجامعه انسانى را به نقطه اى بكشد،