فلسفه اسلامى و اصول ديالك تيك - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢١٣ - آيا انديشه مطلق و مقدس داريم؟
ديالكتيسينها، اين اصول آخرين انجيل بشر است ودست كمى از وحى منزل(به اصطلاح مذهبيها) ندارد، مع الوصف چگونه مى گويند در جهان چيز مطلق و مقدس، هرگز وجود ندارد؟!
گذشته از اين، خود اين جمله كه مى گويند:«براى ديالكتيك چيزى قطعى، مطلق، مقدس نيست» آيا يك نظريه قطعى ومطلق و مقدس است يا نه؟
در صورت نخست، خود اين مطلب، يك نظريه قطعى، يك انديشه مطلق، يك واقعيت مقدس خواهد بود، و در نتيجه، خود نظريه به وسيله خود، از ميان خواهد رفت. چه، با تصديق قطعيت و مطلق ومقدس بودن خود اين قانون، درخواهيم يافت كه در جهان امر قطعى ومطلق ومقدس وجود دارد و اينكه ديالكتيك مى گويد چنين چيزهايى نداريم وهم و پندارى بيش نيست.
در صورت دوم نيز گذشته از انهدام بنيان ديالكتيك، نتيجه اين خواهد بود كه نفى قطعيت از ديگر انديشه ها به صورت قطعى نباشد. زيرا هرگاه خود اين قضيه قطعيت وكليت خود را از دست بدهد ديگر نمى تواند از ديگر انديشه ها، قطعيت و كليّت را سلب كند.
مطلق ومقدس بودن خود اين جمله، نيز خالى از پيامدها و لوازم سوء نيست، زيرا اين جمله (چيز مطلق ومقدس نداريم) در صورتى مى تواند مطلق و مقدس بودن را از ديگر قضايا و انديشه ها سلب كند كه خودش مطلق ومقدس باشد، يعنى خود در تمام شرايط و احوال صدق كند، وقابل دستكارى نباشد، و الاّ هرگاه خود اين جمله در شرايطى صدق كند و در شرايط ديگر صدق نكند، و يا قابل تغيير ودستكارى باشد، در اين صورت با