فلسفه اسلامى و اصول ديالك تيك - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٨٠ - چرا تضاد نمى تواند نقش آفرينشگرى داشته باشد؟
اينك پاسخ هر دو سؤال:
الف: چرا تضاد نمى تواند نقش آفرينشگرى را برعهده گيرد؟
از بحثهاى گسترده دانشمندان كه درباره تضاد در طبيعت كرده اند، به روشنى استفاده مى شود كه وجود تضاد در ماده، دو اثر بارز دارد:
١. زيبايى طبيعت و تنوع آن، زاييده وجود عناصر گوناگون با نيروهاى مختلف در طبيعت است. اگر جهان، تك عنصرى بود و يا در جسم نيروى واحدى حكمفرما بود، هرگز اين نظام بديع و اعجاب انگيز وجود نمى داشت(قبلاً نيز به اين مطلب اشاره اى داشتيم).
٢. نقش تضاد در طبيعت، اين است كه صورت پيشين را از ميان مى برد، و ماده را براى پيدايش صورت جديد آماده مى سازد. اگر در طبيعت تضاد نبود، ماده در چنگال فعليت نخستين باقى مى ماند و از انحصار يك حالت بيرون نمى آمد.
اين تضاد است كه با قدرت تخريب و ويرانگرى خويش، صورت نخست را از ميان مى برد، تا زمينه را براى پيدايش صورت جديد آماده سازد. در اين زمينه، گاه تضاد خارجى اين نقش را برعهده دارد، مانند آبى كه بر روى آتش مى ريزند و در نتيجه چوب مشتعل رابه صورت ذغال سياه در مى آورد.
و گاه تضادهاى داخلى وخارجى دست به دست هم مى دهند و حالت فعلى و موجود شىء را از ميان مى برند.
خلاصه آنكه، نقش تضاد فقط تخريب وافساد ومحو حالت پيشين و آزاد ساختن ماده قبلى از قيد صورت ووضع موجود است،و پس از رهايى ماده