فلسفه اسلامى و اصول ديالك تيك - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٦٧ - ٢ تضاد نبرد نيروهاى بازدارنده وپيش برنده
٢. نفى، كه «آنتى تز» نام دارد و مى خواهد حالت نخست را از ميان ببرد.
در اين صورت در همان حالتى كه تخم مرغ است مى توانيم بگوييم كه تخم مرغ نيست، زيرا در درون تخم، موجود زنده اى وجود دارد كه در شرايط خاصى متضمن نفى حالت اول است.
عين اين مطلب، در جوجه نيز حكمفرما است كه مى خواهد حالت نخست را نفى كند و او را به صورت مرغ درآورد، پس در همان حالى كه جوجه است مى توان گفت جوجه نيست.[١]
شما مى توانيد اين بيان را در هسته اى كه مى تواند نهال گردد يا ساقه گندمى كه مى تواند خوشه شود نيز مطرح كنيد.
ماركسيستها در تشريح تضاد جامعه، ادوار ونظامات تاريخى پنجگانه[٢] را مطرح مى كنند كه هر كدام ضد خود را در دل خويش پرورش داده و در اثر پيشرفت ابزار توليد به نقيض خود تبديل مى شود. فى المثل، فئوداليسم به علت تضادى كه از رشد نيروهاى توليد بر ضد آن رخ مى دهد به كاپيتاليسم تبديل مى گردد، يا كاپيتاليسم به سوسياليسم تبديل مى شود.
اگر مقص[٣]ود از وحدت تضاد در مكتب ماركسيسم، همين باشد كه اكنون گفته شد، بايد وجود اين دو نوع نيرو را انكار كرد. زيرا در جهان طبيعت از نيروى بازدارنده هيچگونه خبرى نيست، حتى پوسته تخم مرغ و هسته نهال، كه تصور مى شود حافظ ونگهبان وضع موجودند، براى حفظ قواى درونى آنها
[١] اصول مقدماتى فلسفه، ص ١٦٥ـ ١٦٧، با تلخيص. [٢] كمون اوليه، بردگى، فئوداليسم، كاپيتاليسم وسوسياليسم. [٣] تفصيل اين قسمت در بحث ماترياليسم تاريخى خواهد آمد.