فلسفه اسلامى و اصول ديالك تيك - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١١٢ - شرايط هشتگانه تحقق تناقض
٦. وحدت جزء و كل
مقصود از اتحاد در جزء وكل اين است كه، متعلق حكم در هر دو قضيه، جزء و يا كل باشد، نه اينكه حكم در يكى روى جزء و در ديگرى روى كل قرار بگيرد. مثلاً اگر بگوييم:«سراپاى اين اتاق سفيد است» و آنگاه بيافزاييم:«سراپاى اين اتاق سفيد نيست»، چون متعلق حكم در هر دو قضيه، «كل» و تمام اجزاى اتاق است قهراً تناقض محقق مى گردد واجتماع آنها ممكن نخواهد بود، ولى اگر حكم در يك قضيه روى كل و در ديگرى روى جزء رفته باشد اين دوحكم قابل جمع بوده و از موضوع تناقض خارج خواهد بود. مثلاً چنانچه بگوييم: «ايرانى سياه نيست»و هدف از ايرانى، مجموع اجزاى بدن وى باشد، سپس بگوييم: «جزئى از بدن ايرانى سياه است» و مقصودمان جزئى از اجزاى او مانند مو باشد، در چنين صورتى تناقض محقق نخواهد شد.
٧. وحدت قوه و فعل
اگر بگوييم«زيد بالفعل نويسنده است»و «زيد بالفعل نويسنده نيست»، اين دوحكم از مقوله تناقض است، امّا اگر بگوييم: «زيد بالقوه نويسنده است»(يعنى مى تواند بنويسد) و «زيد بالفعل نويسنده نيست» چنين سلب وايجابى تناقض نخواهد بود.
٨. وحدت زمان
اگر بگوييم: «زيد در شب مى خوابد» و «زيد در شب نمى خوابد»، اين دوحكم، متناقض يكديگر بوده و امكان اجتماع ميان آنها نيست، ولى هرگاه